۲۶ رمان
Henrik Johan Ibsen was a major Norwegian playwright largely responsible for the rise of modern realistic drama. He is often referred to as the "father of modern drama." Ibsen is held to be the greatest of Norwegian authors and one of the most important playwrights of all time, celebrated as a national symbol by Norwegians.
His plays were considered scandalous to many of his era, when Victorian values of family life and propriety largely held sway in Europe and any challenge ...
خانه عروسک و اشباح
در این نمایشنامه که ایبسن آن را در سال 1879 نوشته است ‹‹نورا›› زن جوان زندهدل و پر نشاطی است که برای نجات شوهر خود ‹‹هلمر›› از یک بیماری سخت و خطرناک، و تحصیل مخارج مداوای او، پنهانی از شوهر، امضای پدر خود را برای گرفتن وامی جعل میکند. اگر پدرش ناگهان نمرده بود مسلما حاجت او را بر میآورد ...
وقتی ما مردگان سر برداریم
در قرن نوزده فلسفه و مذهب در اروپای غربی دستخوش دگرگونی شگرفی شدند. اگر این دو پیش از این، به عنوان دو نیروی متفاوت، گاه در کنار هم یا در برابر هم بودند، اندیشمندانی چون هگل، شیلر، شلینگ، کارلایل، و راسکین از گل این دو «حسانگیزی» (Aesthetics) را بسرشتند و پدیدارشناسی روح/ذهن را آفریدند و سرنوشت جوامع انسانی را گذر ...
استاد بنا سولنس (نمایشنامهای در 3 پرده) نمایشنامه
هنریک ایبسن، نمایشنامهنویس و سراینده نروژی، زاده سال 1828، از بزرگترین ستارههای سپهر هنر و اندیشه همه جهان و همه زمانهاست. «استاد بنا سولنس»، نهمین نمایش از نمایشنامههای مدرن ایبسن، داستان آدم بلندپرواز بختیاری است که میسازد، بالا میبرد، بالا میرود، بر بالای ساختههای خویش میایستد، باز آرزوی بالاتر رفتن او را به اوجهای تازهای فرامیخواند و او این فراخوانها ...
دشمن مردم (نمایشنامه در 5 پرده)
هنریک ایبسن شاعر و نمایشنامهنویس توانای نروژی در بیستم مارس 1828 میلادی چشم به جهان گشود. او از جمله نمایشنامهنویسان مدرن و تحولگرایی است که جان تازهای به کالبد ادبیات دراماتیک بخشیده و در آثارش، نگره تازهای به انسان را مطرح کرده است. درامهای او حول محور انسان طراحی شده و دیدگاهها، آرمانها، حرمانها، کامیابیها و ناکامیهای فردی و اجتماعی ...
4 نمایشنامه از هنریک ایبسن (ستونهای جامعه دشمن مردم مرغابی وحشی گابرییل بورکمن) نمایشنامه
آونه: سلام، قربان.
برنیک: سلام. لابد خودات میدانی چیکارات دارم.
آونه: والا، دیروز منشیتان یک چیزهایی گفتند...
برنیک: من از این وضع اصلا راضی نیستم، آونه. این چه طرز کار کردن است؟ شما «نخل» را باید خیلی وقت پیش راه میانداختید. ویگه لاند امان مرا بریده، پدرام را درآورده بس که هر روز غر زده! من هم باید بتوانم جواب ...