نمایش‌نامه

بابابزرگ و مجسمه

(Grandpa and the statue)

آرتور میلر نمایش‌نامه‌نویس برجسته آمریکایی، از پدری کارخانه‌دار و مادری آموزگار در نیویورک متولد شد. چهارده ساله بود که ورشکستگی پدرش در دوران بحران اقتصادی امریکا او را به ترک تحصیل و پرداختن به کارگری واداشت. اما پس از جنگ جهانی دوم بود که با دهمین نمایش‌نامه صحنه‌ای‌اش، همه پسران من به شهرت رسید. بابابزرگ و مجسمه پانزدهمین نمایش‌نامه رادیویی اوست و در سال 1944 نوشته شده است.

نیلا
9789648573961
۱۳۹۰
۲۸ صفحه
۴۲۰ مشاهده
۰ نقل قول
آرتور میلر
صفحه نویسنده آرتور میلر
۱۴ رمان Henrik Johan Ibsen was a major Norwegian playwright largely responsible for the rise of modern realistic drama. He is often referred to as the "father of modern drama." Ibsen is held to be the greatest of Norwegian authors and one of the most important playwrights of all time, celebrated as a national symbol by Norwegians.

His plays were considered scandalous to many of his era, when Victorian values of family life and propriety largely held sway in Europe and any challenge ...
دیگر رمان‌های آرتور میلر
سرود رستاخیز
سرود رستاخیز [صحنه کاملا تاریک است. حلقه‌ای از نور آشکار می‌شود. ژانین را می‌یابد و بر او متمرکز می‌شود. ژانین روی ویلچر نشسته، تمام بدنش باندپیچی شده، یک پایش درون گچ است و به صورت افقی در راستای بدنش قرار گرفته. او تماشاچیان را مخاطب قرار می‌دهد.] ژانین: بالاخره یه روز صبح، بدون این‌که مسئله ترس یا احساس خطری در کار باشه، ...
همه پسران من
همه پسران من کریس: چیه؟ اگه بندازمش پشت میله‌ها مرده زنده می‌شه؟ پس واسه چی این کار رو بکنم؟ اونجا هر کی مثل سگ رفتار می‌کرد با تیر می‌زدیمش، ولی اونجا شرافت واقعی در کار بود، برای حفظ چیزی اون کار رو می‌کردیم. اما اینجا؟ اینجا سرزمین سگ‌های بزرگه، اینجا قرار بر دوست داشتن آدم‌ها نیست، بر خوردن آدم‌هاست! اصل بر اینه؛ اساس ...
ساعت آمریکایی
ساعت آمریکایی از اون همه آدم متعصب و افراطی که همیشه داد و بیداد راه می‌نداختن و عملا هیچ‌وقت کوچک‌ترین کاری نمی‌کردن، خودمو کنار کشیدم. از بحث‌های پرخشم و هیاهوی کسانی که از کارگرها، جهودها، سیاه‌ها، و خارجی‌ها نفرت داشتن. بعضی وقت‌ها جو سیاسی کشور، بوی نفرت می‌گرفت و بدتر از همه اونکه بعد از حدود دو سال، همه فهمیده بودن که ...
سقف کلیسای جامع خطر خاطره
سقف کلیسای جامع خطر خاطره .
مرگ فروشنده
مرگ فروشنده چارلی: هیچ‌کس جرئت نداره این مرد رو سرزنش کنه. شماها نمی‌فهمید. ویلی یه فروشنده بود. برای یه فروشنده، زندگی آخر خط نداره. اون پیچ تو مهره نمی‌کنه، از قانون حرف نمی‌زنه، یا نسخه برای مریضیت نمی‌ده. یه مردیه که کیلومترها دور از خونه، در اوج غصه هم باشه، زندگیش بسته به یه لبخند و کفشیه که برق بزنه. و وقتی ...
مشاهده تمام رمان های آرتور میلر
مجموعه‌ها