نمایش‌نامه

هر طور میل شماست

(As you like it)

حقیقت این است که این نمایش‌نامه «افسانه‌ای» بسیار جالب و سرشار از موضوعات زیبا و عاشقانه است! شکسپیر با علاقه‌ای وافر، خود را غرق خیال‌پردازی‌هایی شاعرانه می‌کند و هر چه مایل است، در این نمایش‌نامه می‌افزاید! به جرئت می‌توان گفت که این یکی از زیباترین و پر بیننده‌ترین نمایش‌نامه‌های کمدی شکسپیر به شمار می‌رود! هر چند موضوع اصلی داستان، غم‌انگیز و خشونت‌بار است، اما حضور آن دو دوشیزه، تاثیری چشم‌گیر در پدید آوردن فضایی مفرح و با صفا در آن جنگل تاریک و دورافتاده می‌کند، و خواننده همواره با فضایی «آفتابی» و شاد روبه‌رو است...!

تیر
9789646581036
۱۳۸۸
۱۵۲ صفحه
۲۰۲۰ مشاهده
۰ نقل قول
ویلیام شکسپیر
صفحه نویسنده ویلیام شکسپیر
۵۴ رمان William Shakespeare (baptised 26 April 1564) was an English poet and playwright, widely regarded as the greatest writer in the English language and the world's pre-eminent dramatist. He is often called England's national poet and the "Bard of Avon" (or simply "The Bard"). His surviving works consist of 38 plays, 154 sonnets, two long narrative poems, and several other poems. His plays have been translated into every major living language, and are performed more often than those of any other ...
دیگر رمان‌های ویلیام شکسپیر
شاه لیر
شاه لیر
ژولیوس سزار
ژولیوس سزار ژولیوس سزار، در یک ارتش همگانی، یک نجیب‌‌‌زاده رومی را با نام پامپی در یک مبارزه شدید شکست داد. به ‌عنوان تفریح یک جشن عمومی برپا کردند. اما بعضی از اشراف‌‌‌زاده‌‌‌ها پامپی را حمایت کردند و از سزار که ترقی می‌‌‌کرد ترسیدند. آنها ترسیده بودند نکند سزار با بلندپروازی‌‌‌هایش بخواهد پادشاه روم شود. برای همین شروع به توطئه‌‌‌چینی علیه او ...
رومئو و ژولیت
رومئو و ژولیت سمپسون: گرگوری، به مردانگی سوگند، ما بزدل نیستیم. گرگوری: البته، و گرنه بع‌بع می‌کردیم. سمپسون: یعنی گردن به زور نمی‌دهیم، شمشیر می‌کشیم. گرگوری: سرت را بالا بگیر، ببینم گردنی هست؟ سمپسون: خشم بگیرم، زود شمشیر می‌کشم. گرگوری: اما دیر خشم می‌گیری. سمپسون: حتی سگی از فامیل موناتیگو مرا تحریک می‌کند. گرگوری: تحریک یعنی فرار، شجاعت یعنی ایستادن؛ اگر تحریک شدی ...
رومئو و ژولیت
رومئو و ژولیت دو خاندان، به شان و جاه یک‌سان، در ورونای دلکش و صحنه این داستان، از کینه‌های دیرین تا تمردی نوین ره می‌پیمایند. و شهر گانان، دست‌ها به خون یک‌دگر می‌آلایند. میوه جان نابختیار این دشمنان دو عاشق ستاره سوخته‌اند که جان خویش می‌ستانند، و با نگون‌بختی غمبار و دریغ‌انگیز، و با مرگشان، خصومت والدان خود را به خاک می‌سپارند.
طوفان
طوفان همه چیزهایی که ماهیت اشتراکی دارند بی‌کوشش و عرق جبین فراهم می‌شدند. به خیانت، جنایت، شمشیر، نیزه و دشنه و توپ و یا هیچ جنگ‌افزاری نیاز نمی‌بود، بلکه طبیعت به آرزوی خودفراوانی و وفور به بار می‌آورد و روزی مردم بی‌آزار مرا می‌داد.
مشاهده تمام رمان های ویلیام شکسپیر
مجموعه‌ها