حکایت زمستانی، برای نقل در پای گرمای آتش در شبهای تاریک و طولانی و سرد زمستان قصهای مناسب دارد. شکسپیر در این اثر به اعجاز قلم سحرانگیز خویش، یک تراژدی هولناک و فاجعه بار را به کمدی شاد و دلانگیز بدل میکند.
۵۴ رمان
William Shakespeare (baptised 26 April 1564) was an English poet and playwright, widely regarded as the greatest writer in the English language and the world's pre-eminent dramatist. He is often called England's national poet and the "Bard of Avon" (or simply "The Bard"). His surviving works consist of 38 plays, 154 sonnets, two long narrative poems, and several other poems. His plays have been translated into every major living language, and are performed more often than those of any other ...
هنری پنجم
هنری پنچم در مجموعه نمایشنامههای تاریخی شکسپیر جایگاه ویژهای دارد و حسن ختامی بر نمایشنامههای "ریچارد دوم" و "هنری چهارم" ایست، چرا که وحدت ملی را در میان دو دوران پرآشوب به نمایش میگذارد.
محبوبیت هنری پنجم ـ که دوران حکومتش همراه با پیروزیهای شگرف داخلی و خارجی بود و از همین رو نقطة مقابل دوران حکومت ریچارد دوم و هنری ...
ریچارد سوم
نمایشنامه ریچارد سوم که در سال 3 - 1592 نوشته شده، از همان آغاز با استقبال فراوان خوانندگان و تماشاگران رو به رو شد، چندان که آن را در کنار هملت و رومئو و ژولیت در شمار محبوبترین آثار شکسپیر جای دادهاند.
این نمایشنامه داستان برآمدن و فرو افتادن شاهی منفور را باز میگوید. اما شکسپیر سیمای این مرد زشت صورت ...
داستان شورانگیز بازرگان وندیکی
آنتونیو: او را به خودش واگذار، بیش از این به التماسهای بیهوده پی او نمیروم. او با جان من کار دارد، جهت آن را خوب میدانم. بارها کسانی را که او دنبال کرده بود و به فغان نزد من آمدهاند خلاص کردهام ، بنابراین کینه مرا در دل گرفته.
سالانیو: یقین دارم دوک اخذ این جریمه را روا نخواهد دانست.
تاجر ونیزی (داستانی از شکسپیر)
هیچکس با اجبار به دیگری رحم نمیکند. بخشندگی فقط وقتی صورت میگیرد که مانند قطرات ملایم باران بر روی زمین بباریم. بخشیدن یک موهبت دو جانبه است. هم برای کسی که میبخشد آرامش میآورد، و هم برای کسی که بخشیده میشود.
اتللو
آه، ای روح من، فتنه اینجا خفته است، همه را او موجب شده. و شما، ای ستارگان آرزمگین، مپسندید که با شما بگویم چه کرده است! همه را او سبب شده. اما خونش را نخواهم ریخت، و این پوست سفیدتر از برف را، که همچون مرمری که بر گورها مینهند صاف است، زخمدار نخواهم کرد. با این همه، باید بمیرد. ...