مجموعه داستان خارجی

جان شیرین و 6 داستان دیگر

(Dear life stories)

آن طرف رودخانه، یک گله درخت همیشه سبز تیره بود، احتمالا سرو آزاد، اما آن‌قدر دور بودند که نمی‌شد به یقین گفت. و حتا دورتر از آن، روی دامنه‌ی تپه‌ی دیگری، خانه‌ای بود که از دور خیلی کوچک به نظر می‌رسید. رویش به طرف خانه‌ی ما بود. ما هیچ‌وقت به دیدن‌شان نرفتیمو با آن‌ها آشنا نشدیم. به چشم من شبیه خانه‌ی کوتوله‌های توی قصه بود. ولی اسم مردی را که آن‌جا زندگی می‌کرد، یا زمانی زندگی می‌کرد چون شاید تا حالا مرده باشد، می‌دانستیم. رالی گرین، اسمش این بود، و به رغم این که شبیه اسم کوتوله‌هاست، نقش بیشتری در چیزی که می‌نویسم ندارد. چون این داستان نیست، همه‌اش زندگی‌ست.

نگاه
9786003760158
۱۳۹۴
۱۸۲ صفحه
۴۰۱ مشاهده
۰ نقل قول
آلیس مونرو
صفحه نویسنده آلیس مونرو
۲۰ رمان آلیس مونرو (متولد ۱۰ ژوئیه ۱۹۳۱) نویسنده کانادایی‌ست.
دیگر رمان‌های آلیس مونرو
می‌خواستم چیزی بهت بگم
می‌خواستم چیزی بهت بگم مانند معجزه یک زندگی کامل را خیلی کوتاه و مختصر و سریع روایت می‌کند... مانرو هنر و سلیقه‌اش را ماهرانه به کار می‌گیرد... نیویورگ تایمز.
بهترین داستان‌های آلیس مانرو
بهترین داستان‌های آلیس مانرو رز پس از مدتی به این نتیجه رسید که نخوت پاتریک زاییده ثروت‌اش است هر چند پاتریک از این بابت هیچ نخوتی در خود نمی‌دید. رز بعد آشنایی با خواهران پاتریک متوجه شد آن‌ها هم همین طوراند و از کسانی که اطلاعاتی درباره اسب‌سواری و دریانوردی ندارند بیزاراند و همین‌طور از کسانی که دانش موسیقیایی یا دانش سیاسی گسترده دارند. ...
دره اتاوا
دره اتاوا همه این‌ها نمایشی بود که برای خوش‌گذرانی بیرحمانه خودتان به راه انداخته بودید و من همچون انسانی ساده‌لوح و نادان، چاشنی عشق‌ورزی و دلدادگی آنان بودم، از هر دوی شما متنفرم. من هرگز نمی‌توانم این کار را انجام دهم. من هرگز نمی‌توانم کسی را که روزی عاشقش بوده‌ام و با او ازدواج کرده‌ام و یا حتی کسی را که با ...
زیر درخت سیب
زیر درخت سیب روزها می‌گذشت و من همچنان منتظر بودم، تا این که یک روز به زن‌هایی فکر کردم که این‌گونه فکرشان و زندگی‌شان را نابود کرده بودند. زن‌هایی که ماه‌ها و سال‌ها چشم به راه نامه‌ای مانده بودند، اما سرانجام هیچ‌کس برایشان نامه‌ای نفرستاده بود. خودم را تصور کردم که سال‌های زیادی گذشته است، موهایم دیگر سفید شده‌اند و من همچنان منتظرم. ...
پاییز داغ
پاییز داغ وقتی ازدواج کنند جایی نزدیک دریاچه سابوت می‌خریدند. نه خیلی نزدیک به والدین موری، و نه خیلی دور از آن‌ها، البته آنجا فقط یک اقامتگاه تابستانی به حساب می‌آمد. بقیه اوقات باید هر جایی که او کار می کرد زندگی کنند. آنجا ممکن بود هر جایی باشد، پرو، عراق، یا نواحی شمال غرب. گریس از فکر این سفرها خوشش آمد ...
مشاهده تمام رمان های آلیس مونرو
مجموعه‌ها