مجموعه داستان خارجی

زندگی عزیز

(Dear life)

به هر حال باید بیلی به خانه می‌رفت، جکسون او را کشید و آن‌ها توانستند دست‌های او را به گردن خود بیندازند و او را با خود بکشند. خوشبختانه خانه‌اش از مدرسه زیاد دور نبود. آن‌ها او را در خانه گذاشتند از پله‌ها پایین آمدند و بعد شروع به صحبت کردند.

مهرصفا
9786007337097
۱۳۹۳
۳۶۸ صفحه
۷۸۳ مشاهده
۰ نقل قول
آلیس مونرو
صفحه نویسنده آلیس مونرو
۲۰ رمان آلیس مونرو (متولد ۱۰ ژوئیه ۱۹۳۱) نویسنده کانادایی‌ست.
دیگر رمان‌های آلیس مونرو
می‌خواستم چیزی بهت بگم
می‌خواستم چیزی بهت بگم مانند معجزه یک زندگی کامل را خیلی کوتاه و مختصر و سریع روایت می‌کند... مانرو هنر و سلیقه‌اش را ماهرانه به کار می‌گیرد... نیویورگ تایمز.
پاییز داغ
پاییز داغ وقتی ازدواج کنند جایی نزدیک دریاچه سابوت می‌خریدند. نه خیلی نزدیک به والدین موری، و نه خیلی دور از آن‌ها، البته آنجا فقط یک اقامتگاه تابستانی به حساب می‌آمد. بقیه اوقات باید هر جایی که او کار می کرد زندگی کنند. آنجا ممکن بود هر جایی باشد، پرو، عراق، یا نواحی شمال غرب. گریس از فکر این سفرها خوشش آمد ...
خوشبختی در راه است
خوشبختی در راه است در نخستین داستان، مادری که 3 فرزند خویش را از دست داده، آرامش را در جایی می‌یابد که در خیالش هم نمی‌گنجیده است و در داستان پایانی کتاب، قهرمان زن که ریاضیدانی برجسته است، در پی سفری پرفراز و نشیب با احساس خوشبختی راهی سفری دیگری می‌شود.
گریزپا
گریزپا
جان شیرین و 6 داستان دیگر
جان شیرین و 6 داستان دیگر آن طرف رودخانه، یک گله درخت همیشه سبز تیره بود، احتمالا سرو آزاد، اما آن‌قدر دور بودند که نمی‌شد به یقین گفت. و حتا دورتر از آن، روی دامنه‌ی تپه‌ی دیگری، خانه‌ای بود که از دور خیلی کوچک به نظر می‌رسید. رویش به طرف خانه‌ی ما بود. ما هیچ‌وقت به دیدن‌شان نرفتیمو با آن‌ها آشنا نشدیم. به چشم من شبیه خانه‌ی ...
مشاهده تمام رمان های آلیس مونرو
مجموعه‌ها