رمان خارجی

پدر به شکار رفته

ماری هیگینز کلارک در آخرین رمان خود از رازی خانوادگی پرده برمی‌دارد که جان دو خواهر خانواده را تهدید می‌کند. هنگامی که کارگاه بازساخت عتیقه پس از انفجاری مهیب در آتش می‌سوزد و با خاک یکسان می‌شود، موجبات کشفی تکان دهنده درباره‌ی دختری جوان را که سال‌ها پیش ناپدید شده بود، فراهم می‌آورد و سوالات زیادی را مطرح می‌کند... آیا حریق عمدی بوده است؟

الگا کیایی
لیوسا
9786003400351
۱۳۹۴
۴۰۰ صفحه
۹۴۰ مشاهده
۰ نقل قول
مری هیگینز کلارک
صفحه نویسنده مری هیگینز کلارک
۳۳ رمان مری هیگینز کلارک یکی از چهره‌های مطرح داستان نویسی آمریکا و فارغ التحصیل رشته فلسفه از دانشگاه فورد هام است وی تا کنون سیزده دکتری افتخاری دریافت کرده‌است. کلارک نویسنده ۲۱ اثر پر فروش, به«ملکه تعلیق»مشهور است خانم کلارک در سال ۱۹۶۴ با نوشتن داستانهای کوتاه کار نویسندگی را شروع کرد و پس از فوت شوهر برای تامین معاش ۵ فرزندش روزها به کار در رادیو و شبها به رمان نویسی می‌پرداخت. اولین کتاب او در آرزوی بهشت نام داشت ...
دیگر رمان‌های مری هیگینز کلارک
سانتا کروز
سانتا کروز یک طرفدار داستان‌های معمایی وحشت‌زده قسم می‌خورد که روح نویسنده مشهوری را در کلیسای کشتی رویال مرمید دیده است. دو لباس بابانوئل از انباری قفل شده کشتی ناپدید می‌شود. در درمانگاه کشتی کسی قصد جان مسافری به نظر ناتوان را می‌کند. همان‌طور که رویال مرمید با مشکلاتش در دریا شناور بود، آلویرا، ریگان و جک معماهایی را کشف می‌کنند که آنها را به ...
شب هنگام زمان من است
شب هنگام زمان من است تعریف جغد همیشه به او احساسی خوشایند می‌داد؛ پرنده‌ی شب، شکارچی شب، با چنگالهایی تیز و پرهایی نرم که هنگام پرواز هیچ صدایی ایجاد نمی‌کرد. تمثیلی مناسب برای فردی با عادتهای شبانه. او بعد از انتخاب شکارش، با خود می‌گفت: “من جغدم و شب هنگام زمان من است.“ دانشجویان فرهنگستان استون کرافت، در بیستمین گردهمایی فارغ‌التحصیلی شرکت می‌کنند تا این مراسم ...
در جستجوی دختری عاشق رقصیدن
در جستجوی دختری عاشق رقصیدن
تا دیداری دیگر
تا دیداری دیگر مری هیگینز کلارک، ماهرانه و مبهوت کننده، تار و پود یک دسیسه‌ پزشکی را شرح می‌دهد. داستانی با پایان غیر قابل پیش‌بینی که با قتل دکتر گری لش بانی موسسه‌ پزشکی hmo شروع می‌شود. مولی همسر او به جرم قتل شوهر بیش از 5 سال سختی های زندان را تحمل می‌کند و پس از آزادی در راه بی‌گناهی خود تا ...
بگذار تو را معشوقم بنامم
بگذار تو را معشوقم بنامم کری مک گراث به فاصله‌ی دو هفته، دو بار با منظره‌ای هولناک روبرو می‌شود: دکتر اسمیت، جراح پلاستیک، بیماران خود را به شکل زن جوانی درمی‌آورد که چندین سال پیش به قتل رسیده‌اند. کری بخوبی آن زن زیبا و جوان را که سوزان نام داشت، به خاطر می‌آورد: در آن زمان که شوهر زن محکوم شد، او نماینده‌ی دادستان بود ... اما ...
مشاهده تمام رمان های مری هیگینز کلارک
مجموعه‌ها