رمان خارجی

هنرمند گرسنه

(The hunger artist)

هراس، تیره بختی است. اما شهامت را نمی‌توان نیکبختی دانست؛ نهراسیدن سعادت است.

سولار
9786009461790
۱۳۹۴
۴۰ صفحه
۱۶۰۰ مشاهده
۰ نقل قول
فرانتس کافکا
صفحه نویسنده فرانتس کافکا
۴۲ رمان آثار کافکا ـ که با وجود وصیت او مبنی بر نابود کردن همهٔ آنها، اکثراً پس از مرگش منتشر شدند ـ در زمرهٔ تأثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب به شمار می‌آیند. مشهورترین آثار کافکا داستان کوتاه مسخ (Die Verwandlung) و رمان محاکمه و رمان ناتمام قصر (Das Schloß) هستند. به فضاهای داستانی که موقعیت‌های پیش پا افتاده را به شکلی نامعقول و فراواقع‌گرایانه توصیف می‌کنند ـ فضاهایی که در داستان‌های کافکا زیاد پیش می‌آیند ـ کافکایی می‌گویند. کافکا در یک خانوادهٔ آلمانی‌زبان ...
دیگر رمان‌های فرانتس کافکا
بلوم فلد مجردی میان‌سال (به همراه نقد و تفسیر)
بلوم فلد مجردی میان‌سال (به همراه نقد و تفسیر) متن داستان طوری تنظیم شده که انتقادی به زندگی فردی و اجتماعی و نیز به سبک و شیوه زندگی متداول امروزی باشد. این داستان از 2 بخش تشکیل شده است: از سویی بلوم‌فلد و زندگی خصوصی او را توصیف می‌کند و از سویی دیگر محیط و شرایط کارش را.
مجموعه داستان‌ها
مجموعه داستان‌ها این کتاب همه داستان‌های کافکا را گرد هم آورده است. از داستان‌های کلاسیکی هم‌چون مسخ و کیفرگاه و هنرمند گرسنگی گرفته تا داستان‌های کوتاه‌تر و پاره‌نوشته‌هایی که ماکس برود پس از مرگ نویسنده درآورد، به جز 3 رمان کافکا، تمام دستاورد داستانی او در این مجلد گنجانده شده است.
در اردوگاه محکومین (داستان‌های کوتاه به همراه نقد و تفسیر) مجموعه داستان
در اردوگاه محکومین (داستان‌های کوتاه به همراه نقد و تفسیر) مجموعه داستان نویسندگان کمی هستند که برای نخستین بار سبک و فکر و موضوع تازه‌ای را مطرح می‌کنند، به خصوص معنی جدیدی برای زندگی می‌آورند که پیش از آن‌ها وجود نداشته است. کافکا یکی از هنرمندترین نویسندگان این دسته به شمار می‌آید. خواننده‌ای که با دنیای کافکا سرو کار پیدا می‌کند، در حالی که خیره شده، به سویش کشیده می‌شود همین که ...
آمریکا (مفقودالاثر)
آمریکا (مفقودالاثر) آمریکا در ذهن بسیاری از آدم‌ها، سرزمین رویا و خیال است و یا سرزمین تحقق رویاها. ذهن جوان آغشته به رویا و خیال است. این جوان راهی آمریکا می‌شود تا به آرزوهای خود جامه عمل بپوشاند. اما آن‌چه اتفاق می‌افتد آمریکای کافکاست، نه آن آمریکای خیالی، رویای خوش به کابوسی بدل می‌شود.
دیوار
دیوار توم بی‌آنکه به من نگاه کند دستم را گرفت. ‹‹پابلو من از خودم می‌پرسم... از خودم می‌پرسم آیا راست است که آدم نیست و نابود می‌شود؟›› من دستم را بیرون کشیدم و گفتم:‹‹کثافت‌مآب. میان پایت را نگاه کن.›› به قدر یک حوضچه آب بین پاهایش بود و قطره‌ها از شلوارش می‌چکید. به حال وحشت‌زده گفت: این چیست؟ گفتم تو شلوارت شاشیدی. از جا در رفت و ...
مشاهده تمام رمان های فرانتس کافکا
مجموعه‌ها