مجموعه داستان خارجی

بهترین داستان‌های آلیس مانرو

(Alice munros best)

رز پس از مدتی به این نتیجه رسید که نخوت پاتریک زاییده ثروت‌اش است هر چند پاتریک از این بابت هیچ نخوتی در خود نمی‌دید. رز بعد آشنایی با خواهران پاتریک متوجه شد آن‌ها هم همین طوراند و از کسانی که اطلاعاتی درباره اسب‌سواری و دریانوردی ندارند بیزاراند و همین‌طور از کسانی که دانش موسیقیایی یا دانش سیاسی گسترده دارند. پاتریک و خواهرانش در کنار هم غیر نفرت‌نمایی کار چندانی ازشان برنمی‌آمد. جوری رفتار می‌کردند که انگار هیچ‌وقت قافیه را نمی‌بازند و کم نمی‌آورند. لحن حرف‌زدن‌شان موقع بحث‌هاشان سر سفره خوراک به شدت کودکانه بود. میل‌شان به خوردن خوراکی که دوست داشتند و کج خلقی‌شان سر دیدن خوراکی بر میز که نمی‌پسندیدند به شدت کودکانه بود. هیچ‌وقت مجبور نبودند برای گرفتن امتیازی یا رسیدن به چیزی شکیبایی و تلاش کنند و هیچ‌وقت مجبور نمی‌شدند چون ثروت‌مند بودند.

بدیل
9786009423019
۱۳۹۳
۱۶۸ صفحه
۳۹۶ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
آلیس مونرو
صفحه نویسنده آلیس مونرو
۲۰ رمان آلیس مونرو (متولد ۱۰ ژوئیه ۱۹۳۱) نویسنده کانادایی‌ست.
دیگر رمان‌های آلیس مونرو
عشق جایش تنگ است
عشق جایش تنگ است لویسا گفت:«تو فکر می‌کنی همه‌ش سرکاری بوده؟ یعنی می‌شه یه آدم این‌قدر دورو باشه؟» «تا اون‌جا که من دیدم و شنیدم، چنین حقه‌هایی بیش‌تر وقت‌ها از طرف زن‌هاس، نه، نه. اصلا این‌جوری فکر نکن، احتمال زیاد راس می‌گفته، فقط بگی نگی از ماجرا دورافتاده بوده. ظاهرا که فقط همینه.»
سرنوشت زنان و دختران
سرنوشت زنان و دختران آلیس مونرو، نویسنده محبوب کانادایی، برنده نوبل ادبیات است. او بیش از ده مجموعه داستان منتشر کرده که از جمله آن‌ها کتاب «سرگذشت زندگی زنان و دختران» است. کتاب توصیفی زیبا از تجربیات نوجوانی دختری به نام «دل جردن» می‌باشد. آلیس مونرو این کتاب را در سال 1971 منتشر کرده است.
جان شیرین و 6 داستان دیگر
جان شیرین و 6 داستان دیگر آن طرف رودخانه، یک گله درخت همیشه سبز تیره بود، احتمالا سرو آزاد، اما آن‌قدر دور بودند که نمی‌شد به یقین گفت. و حتا دورتر از آن، روی دامنه‌ی تپه‌ی دیگری، خانه‌ای بود که از دور خیلی کوچک به نظر می‌رسید. رویش به طرف خانه‌ی ما بود. ما هیچ‌وقت به دیدن‌شان نرفتیمو با آن‌ها آشنا نشدیم. به چشم من شبیه خانه‌ی ...
زیر درخت سیب
زیر درخت سیب روزها می‌گذشت و من همچنان منتظر بودم، تا این که یک روز به زن‌هایی فکر کردم که این‌گونه فکرشان و زندگی‌شان را نابود کرده بودند. زن‌هایی که ماه‌ها و سال‌ها چشم به راه نامه‌ای مانده بودند، اما سرانجام هیچ‌کس برایشان نامه‌ای نفرستاده بود. خودم را تصور کردم که سال‌های زیادی گذشته است، موهایم دیگر سفید شده‌اند و من همچنان منتظرم. ...
مشاهده تمام رمان های آلیس مونرو
مجموعه‌ها