۱۱۳ رمان
بانو آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی داستانهای جنایی و ادبیات کارآگاهی بود. او با نام مستعار ماری وستماکوت (به انگلیسی: Mary Westmacott) داستانهای عاشقانه و رومانتیک نیز نوشتهاست، ولی شهرت اصلی او بخاطر ۶۶ رمان جنایی اوست. داستانهای آگاتا کریستی، بخصوص آن دسته که در باره ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو و یا خانم مارپل هستند، نه تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را بهعنوان یکی از مهمترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و ...
قتل در خانه کشیش
خانم آگاتا کریستی بدون شک پرآوازهترین نویسنده داستانهای پلیسی جنایی در سراسر جهان است. قهرمان بسیاری از داستانهای او یک کاراگاه باهوش کوتاه قد و بذلهگوی بلژیکی به نام هرکول پوارو است که نظیر خالق خود، در بین ادبیات پلیسی، شهرت و محبوبیت فراوانی دارد.
آخرین جلسه احضار ارواح
برای تصمیمگیری فقط یک ثانیه فرصت داشت... در مقابل دیدگان وحشتزده افرادی که در سمت دیگر سکوی قطار بودند. فاصله زمان زیادی بین افتادن پسرو پریدن مردی بعد از او و بعد هم ظاهر شدن قطاری که با شتاب از پیچ تونل میپیچید و قدرت کافی نداشت به موقع توقف کند. وجود نداشت.
دروازه سرنوشت
شهر دمشق چهار دروازه عظیم دارد. دروازه سرنوشت، گذرگاه صحرا، مغار فلاکت، قلعه ترس.
منم دروازه بغداد، گذرگاه دیار بکر.
ای کاروان مکن از این گذر عبور، یا بگذری اگر، آوازهخوان مشو.
آیا شنیدهای تو سکوتی را، در مرگ ماکیان، گویی هنوز سوت پرندهای به گوش میرسد؟
لیستردیل (داستانهای کوتاه آگاتا کریستی) مجموعه داستان
ادوارد دستش را بیشتر داخل جیب روکش اتومبیل فرو برد تا شالگردنش را بردارد. دقیقهای بعد قیافهاش مثل کسی شده بود که عقلش را از دست داده. شیء زبری در دستان او قرار داشت؛ چیزی که از انگشتانش آویزان شده و همچون شعله آتش در زیر نور مهتاب میدرخشید، چیزی نبود جز یک گردنبند الماس... اما چه کسی آن را ...
کمربند هیپولیتا (ماجراهای هرکول پوآرو)
در تابلوی هیپولیتا دست زدن اسطورهای بر روی کمربند جادوییاش بود... و هرکول اساطیر نیز پوست شیری را روی شانهاش انداخته بود... یک اثر هنری فاخر...