هنری بلند شده بود، مثل تارزان روی سینهاش کوبیده بود، فریاد کشیده بود، و بعد در رودخانه شیرجه زده بود. فاصلهای که تا رسیدن به سطح آب طی کرده بود، فاصله بین مرگ و زندگی بود.
برای غرورمان بگرییم و 14 داستان از دیگر نویسندگان خارجی
هوا سرد بود، سه شب نخوابیده بودم. خسته بودم، داشتم از کوره در میرفتم. فریاد زدم: «لات و بیسروپا یک جایی مرا ببر، هر گوری شده که بشود کپه گذاشت.»
رئیس حوزه نمایندگی در حالی که سرش را میخوارند، میگفت: «یک جای دیگری هم هست، فقط شما از آنجا خوشتان نمیآید، قربان یک جای عجیب غریبی است!»
بازیهای شبانه
مجموعهای که در دست دارید شامل بیست و دو داستان کوتاه است که تعدادی از آنها قبلا در بعضی مطبوعات چاپ شدهاند و تعدادی نیز برای نخستین بار در این مجموعه چاپ میشوند.
نکتهای که این مجموعه را خواندنیتر میکند این که دو نویسنده ـ استیگ داگرمن از سوئد و واسیلی شوکشین از روسیه ـ برای نخستین بار به جامعه ...
آوار سرنوشت
ممکن است رنگ و بوی غلیظ تقدیر و سرنوشت حاکم بر داستانهای برگزیده پن ا هنری 2011 مخاطب را میخکوب کند، اما هر یک از این داستانها از رمان و مکان اولیه خود در میگذرند و برای خواننده امروزه جذابیت دارند. این خبر بسیار خوبی است، چرا که همین داستانهای برگزیده نشان میدهند با پایان عصر داستان کوتاه فاصله بسیار ...
بهادر (داستانهای کوتاه جهان 4)
خیلی از کسانی که به خانه خانم و آقای دوبر میآمدند،درباره آن عروسک تزئینی اظهارنظر میکردند. یکی از برادرشوهرهای جینا به شدت از این اسباببازی ماشینی میترسید. او میگفت که عروسک جنزده است و سعی میکرد تا جای ممکن از آن دور بماند. جینا حالا داشت علت ترس او را متوجه میشد.