مجموعه داستان خارجی

کوتاه‌ترین‌ها از عشق تا مرگ

(The word s shortest stories of love and death)

فکرش را بکنید که ار نست همینگوی تنها پشت پاکت سیگارش را داشته باشد، تا بر روی آن داستان‌های شاعرانه هایکو مانند با مضمون عشق بنویسد، تمام وجد و خلسه عشق را در کوتاه‌ترین شکل ممکن و در عین حال گویا و سرگرم‌کننده بیان کند و به فلسفه نامیرایی، یا مرگ عشق، نیز بپردازد. کوتاه‌ترین داستان‌ها از عشق و مرگ، چنین داستان‌هایی هستند: به قدر واژه عشق مختصر و به قدر معنای مرگ وسیع. هر کدام از داستان‌‌های این مجموعه، شور احساس و هیجان و تفکر نهفته در یک رمان عاشقانه فلسفی را در خود دارند.

9789642953486
۱۳۹۵
۱۹۲ صفحه
۲۰۹ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
دیگر رمان‌های گروه نویسندگان
داستان‌های 5 دقیقه (و کمتر)
داستان‌های 5 دقیقه (و کمتر) بسیاری از ما پس از تجربه شکست و عقب‌نشینی، از نظر احساسی تسلیم می‌شویم و دست از تلاش می‌کشیم. ما هم مثل کوسه این داستان کتاب ، باور می‌کنیم که چون در گذشته ناموفق بوده‌ایم،‌همواره شکست خواهیم خورد. به عبارت دیگر همواره در ذهنمان حصاری می‌بینیم، حتی زمانی که هیچ حائل حقیقی میان جایی که هستیم و جایی که می‌خواهیم ...
مرد دربند (گزیده داستان‌های کوتاه اروپا)
مرد دربند (گزیده داستان‌های کوتاه اروپا) آفتاب روی صورت او افتاده بود و بیدارش کرد. اما باعث شد چشم‌هایش را ببندد. از سرازیری جاری شد بی‌آنکه مانعی بر سر راهش باشد. به صورت جریانی سیال درآمد. دسته‌های مگس را جمع کرد که بالای سر او می‌پریدند و بر پیشانی مرد می‌نشستند. گرد سر او می‌چرخیدند. بعد جای خود را به دسته‌ای تازه از راه رسیده می‌دانند. ...
کابوس‌ها (12 نمایشنامه رادیویی)
کابوس‌ها (12 نمایشنامه رادیویی) قدرتی که به من داده شده، چه به صورت تیغه تیز تبر باشه یا نیش دشنه‌ای در تاریکی شب و یا طناب نرمی که دور گردن متهم حلقه می‌کنم، تنها بخش کوچکی‌ست از قدرت بیکران کسانی که روی این زمین به حقوق مردم تجاوز می‌کنند. همه خشونت‌ها یک منشا دارند و قدرت من هم از جانب صاحبان اصلی قدرت به ...
نیمه‌شب در داستایفسکی
نیمه‌شب در داستایفسکی در کتاب‌خانه، در یک نشست، صد صفحه خواندم، حروف چاپی کوچک و ریز. ساختمان را که ترک کردم کتاب همان‌طور روی میز ماند، گشوده در صفحه‌ای که مشغول خواندنش بودم. روز بعد برگشتم، و کتاب هنوز آنجا بود، گشوده در همان صفحه.
نیمه‌شب در داستایفسکی
نیمه‌شب در داستایفسکی در کتاب‌خانه، در یک نشست، صد صفحه خواندم، حروف چاپی کوچک و ریز. ساختمان را که ترک کردم کتاب همان‌طور روی میز ماند، گشوده در صفحه‌ای که مشغول خواندنش بودم. روز بعد برگشتم، و کتاب هنوز آنجا بود، گشوده در همان صفحه.
مشاهده تمام رمان های گروه نویسندگان
مجموعه‌ها