رمان خارجی

مرثیه بر کوزو

(Tri kenge zie kosovein)

در 28 ژوئن میلادی، ششصد سال پیش از این‌که اسلوبودان میلوسوویچ، رهبر صرب‌ها، دستور قتل عام اکثریت آلبانیایی‌تبار کوزوو را صادر کند، نبردی افسانه‌ای در دشت پرندگان سیاه به وقوع پیوست. ائتلافی از صرب‌ها، کاتولیک‌های آلبانیایی، بوسنیایی‌ها و رومانیایی‌ها در رویارویی با ارتش مهاجم عثمانی به رهبری سلطان مراد، شکست خورد. این نبرد پای مسلمانان را به اروپا باز کرد و به کانون ایدئولوژی ملی‌گرای صرب بدل شد؛ ایدئولوژی‌ای که پاکسازی قومی آلبانیایی‌های کوزوو را که جهان در پایان سده پیش شاهد آن بود، توجیه کرد. اسماعیل کاداره، در این تأمل فصیح و به‌ جا درباره جنگ، خاطره و سرنوشت دو ملت، به غور درباره این نبرد و پیامدهای آن می‌پردازد. اسماعیل کاداره به سال 1936، در جیروکاستر آلبانی دیده به جهان گشود. او که آثارش به بیست زبان برگردانده شده، در سال 2005 جایزه ادبی من بوکر را از آن خود کرد. کاداره این کتاب را در سال‌های 1997 و 1998، هنگام کشت و کشتارهای سبعانه کوزوو، به رشته تحریر درآورد. ‌

گوشه
9786009499328
۱۳۹۵
۸۰ صفحه
۳۵۴ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های اسماعیل کاداره
پل
پل در سال 1377 در مرز بین امپراتوری متزلزل بیزانس و سرزمین‌های ترک‌های عثمانی، یک گروه عجیب و مرموز از کارگران، علیرغم خطر جنگی قریب‌الوقوع پل سنگی با سه تاق عظیم می‌سازند. بنایی تاریخ با شکوهی افسانه‌ای و در عین حال تمثیلی کافکا گونه از وحشی‌گری که در حال حاضر سرزمین مادری نویسنده یعنی آلبانی را درمی‌نوردد. ”آه بلرز ای پل ...
کنسرت در پایان زمستان
کنسرت در پایان زمستان
مهتاب
مهتاب همه ‌چیز با سوالی ساده شروع می‌شود که دختری جوان به نام ماریان در شبی مهتابی از مردی جوان می‌کند: «حقیقت دارد که عشق در مردان، احساسی قوی‌تر است؟» همین پرسش بی‌غرض و بی‌آلایش سوء‌ظن‌ها و تحقیق‌ها و حتی دادگاه‌هایی را در پی دارد که معمولا در جوامع استبداد زده می‌بینیم. «توطئه‌ای که علیه ماریان راه افتاده بود ظاهرا می‌بایست ...
سریر سرخ
سریر سرخ سریر سرخ داستان مرگ مرموز جانشین انتصابی دیکتاتور آلبانی در سال 1981 را روایت می‌کند، داستان با اندکی سورئالیسم و تصرف به رشته تحریر درآمده است و حول محور قتل یا خودکشی جانشین و ظن‌هایی که متوجه اطرافیان اوست پیش می‌رود.
سپیده‌دم خدایان مشرقی
سپیده‌دم خدایان مشرقی همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طور به پرسه زدن ادامه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دادم و با خودم فکر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کردم که چطور بیشتر این آدم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها نویسنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مشهوری بودند که مدام کتاب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایشان را به هم تقدیم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کردند. بیشتر بچه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی که روزها با سروصدا، آن اطراف می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دویدند و بازی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کردند، شعرها و داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی داشتند که والدینشان به آنها تقدیم کرده بودند و می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانستیم حدس بزنیم که فقط بعضی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایشان آن کتاب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را ...
مشاهده تمام رمان های اسماعیل کاداره
مجموعه‌ها