نمایش‌نامه

آوازخوان طاس

(La cantatrice chauve)

آوازخوان طاس، نمایش‌نامه‌ای است که بیش از چهارده سال به روی صحنه ماند! هدف یونسکو، در این نمایش‌نامه، بازنمودن قهقرای آدمی به علت از دست نهادن اصالت و تشبه به دیگران است. بهترین نمودار از این قهقرا، فرسودگی زبان محاوره و ابتذال گفتگوهاست، چرا که، به عقیده او، فرسودگی زبان حکایت‌گر فرسایش اندیشه است: همه می‌کوشند که مثل دیگران سخن بگویند. این است که دیگر کسی نمی‌اندیشد. دست نیاز همه به سوی اصطلاحات متداول و عبارات مبتذل معروف و ضرب‌المثل‌هایی دراز است که گاه بی‌معنا و مضحک است. دیگر سخنی آفریده نمی‌شود. حرف‌ها کهنه و فاقد تحرک است؛ و همین عبارات فرسوده نیز گاه قلب می‌گردد و درست بیان نمی‌شود.

9786006182506
۱۳۹۵
۸۸ صفحه
۵۴۲ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
اوژن یونسکو
صفحه نویسنده اوژن یونسکو
۲۳ رمان Jean Maurice Eugène Clément Cocteau (5 July 1889 – 11 October 1963) was a French poet, novelist, dramatist, designer, boxing manager, playwright and filmmaker. Along with other Surrealists of his generation (Jean Anouilh and René Char for example) Cocteau grappled with the "algebra" of verbal codes old and new, mise en scène language and technologies of modernism to create a paradox: a classical avant-garde. His circle of associates, friends and lovers included Jean Marais, Henri Bernstein, Édith Piaf, whom he ...
دیگر رمان‌های اوژن یونسکو
مکبت بداهه‌گویی آلما
مکبت بداهه‌گویی آلما دکور: یک دشت. گلامیس و کاندور. گلامیس از سمت چپ وارد می‌شود،کاندور از سمت راست. آن‌ها بی آنکه به هم سلام کنند، رو به تماشاگران، وسط صحنه می‌ایستند. مدتی در همین حالت می‌مانند.
قربانیان وظیفه (نمایش‌واره) نمایش‌نامه
قربانیان وظیفه (نمایش‌واره) نمایش‌نامه بودن یعنی زندگی جسمانی و اجتماعی، یعنی تسلیم اوامر جسمانی و پیکره اجتماعی شدن، زندگی کردن و اجتماعی شدن تنها به این بها، امکان‌پذیر است. در نتیجه ما همه قربانیان وظیفه هستیم. تئاتر برای من یک اعتراف است. نمایش من درون من است. اغلب به خود می گویم: درونم جهانی است خرد که جهان کلان را به تصویر می‌کشد.
شاه می‌میرد
شاه می‌میرد همیشه نسبت به مرگ حساس بودم از وقتی 40 سالگی را پشت سر گذاشتم دریافتم روزی می‌میرم انگار در یک آن دریافته بودم که هیچ راهی برای گریز از این سرنوشت محتوم وجود ندارد!
کرگدن
کرگدن برانژه: (به ژان) زندگی‌کردن امری غیرعادی‌ست. ژان: برعکس، هیچی طبیعی‌تر از این نیست. دلیلش هم اینکه همه‌ی مردم زندگی می‌کنند. برانژه: تعداد مُرده‌ها بیشتر از زنده‌هاست. تعداد اونها روزبه‌روز بیشتر می‌شه، زنده‌ها کمیابن. ژان: مُرده‌ها، باید گفت چنین چیزی وجود نداره! هاه! هاه!... (خنده‌ی بلند) اونها هم به شما فشار می‌آرند؟ چیزی که نیست، چطوری می‌تونه فشار بیاره؟ برانژه: من خودم از خودم می‌پرسم ...
مستاجر جدید و نمایشی برای 4 نفر سلام‌ها
مستاجر جدید و نمایشی برای 4 نفر سلام‌ها مستاجر در طبقه ششم، در پناهگاه خود، پشت حصاری از وسایل سنگر گرفته، او تمامی روزنه‌ها را بسته است، نه نوری و نه دیگر تماسی با مردم. او دیگر حتی حضوری هنری را نیز تحمل نمی‌کند.
مشاهده تمام رمان های اوژن یونسکو
مجموعه‌ها