نمایش‌نامه

تراموایی به نام هوس

(a streetcar named desire)

... در کل هیچ‌وقت دیر نیست مگر این که خودتان را غرق این موفقیت بکنید، تا خرخره درش فرو روید و در نوازش خفه‌خوان‌آورش همان چیزی را بجوید که پسر بچه همیشه رنجور و در خانه‌ای می‌جویده؛ محافظت همه‌جانبه و راحتی مطلق. به نظرم امنیت نوعی مرگ محسوب می‌شود و فقط می‌تواند خودش را وقتی کنار استخر قلب شکلی تو بورلی هیلز یا هر جای دیگری دراز کشیده‌اید از دل توفان چک‌های رقم بالای بی‌امان که به حسابتان واریز می‌شود بهتان برساند و آن‌وقت شما دیگر از موقعیتی که هنرمندتان کرده جدا شده‌اید. البته اگر ازش راضی هستید که هیچ. از هر کی چنین موفقیتی را تجربه کرده بپرسید - بپرسید خوبی‌اش چیست؟ البته لازم است بهشان آمپول راست‌گویی بزنید ولی مطمئن باشید کلامی که از زیر زبانشان در می‌رود را هیچ‌ جایی ممکن نیست بتوانید منتشر کنید...

9786009707850
۱۳۹۶
۱۱۴ صفحه
۴۵۸ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
تنسی ویلیامز
صفحه نویسنده تنسی ویلیامز
۲۳ رمان تنسی ویلیامز نویسنده مشهور آمریکایی و یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان معاصر در ادبیات آمریکا محسوب می‌شود. از آثار مشهور وی می‌توان به نمایشنامه‌هایی همچون اتوبوسی به نام هوس، گربه روی شیروانی داغ، باغ وحش شیشه‌ای، شب ایگوانا و خالکوبی رز اشاره کرد. نمایشنامه «گربه روی شیروانی داغ» در سال ۱۹۵۵ برنده جایزه پولیتزر شد.
دیگر رمان‌های تنسی ویلیامز
باغ‌وحش شیشه‌ای
باغ‌وحش شیشه‌ای این فکر به مغز اون هجوم آورد که مرد جوونی رو برای لورا دست و پا کنه. قیافه خیالی این جوون، مثل شبح یک هیولای مبهم تو آپارتمان سایه انداخت. به ندرت شبی می‌گذشت که از این موجود، از این روح، از این امید خانواده ما صحبتی به میون نیاد. اگر هم صحبتی از اون نمی‌شد، فکرش توی چهره پریشان ...
قطار شیر دیگر اینجا توقف نمی‌کند
قطار شیر دیگر اینجا توقف نمی‌کند
کامینو رئال
کامینو رئال اگر ترجمه‌های موجود در کتاب‌خانه‌ها تنها راه مواجهه‌ی ما با نمایش‌نامه‌های خارجی باشد در این صورت درک و دریافتمان از تاریخ ادبیات نمایشی ناکامل و مجازی خواهد بود که این تاریخ چیست مگر سیر متونی نمایشی که هر یک به دوره‌ای تعلق دارند و به جغرافیایی...... سال 1350 مرز تاریخ نگارش آثاری قرار گرفته که در این مجموعه جای گرفته‌اند و ...
ناگهان تابستان گذشته
ناگهان تابستان گذشته وقتی مادر و برادر جوان‌تر کاترین از باغ وارد می‌شوند، خواهر با خونسردی روی صندلی‌اش می نشیند. مادرش، خانم هالی، یک بانوی احمق جنوبی است که به توصیف بیشتری نیاز ندارد. برادرش، جرج، بسیار خوش‌قیافه است. زیباترین مرد خانواده، بلند قد و برازنده. با هم وارد می‌شوند.
تابستان و دود
تابستان و دود هرگز مگو عشق مال توست عشق که هرگز نگفت می‌تواند باشد از آن باد آرامی که می‌گذرد در سکوت نادیدنی به عشقم گفتم، به عشقم گفتم تمام قلبم را به او گفتم. لرزان، سرد، در هراسی مخوف عشق من رخت بربست و رفت او پیش از من نرفته بود تا غریبه از کنارش بگذرد در سکوت و نادیدنی و به چنگش آورد با یک آه.
مشاهده تمام رمان های تنسی ویلیامز
مجموعه‌ها