نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

باغ‌وحش شیشه‌ای

(The glass menagerie)

تام در خاطراتش زمانی را به یاد می‌آورد که بار زندگی مادر سخت‌گیر و خواهر معلولش را روزها با کار در انبار به دور از فضای شاعرانه مورد علاقه‌اش به دوش می‌کشیده و شب‌ها نیز با هدف فرار از تکرار روزی ملال‌آور، به دنبال هیجان از خانه بیرون می‌زده است تا این‌که پسری به نام جیم را با خود به خانه می‌برد و اعترافی نزد او می‌کند... «تازگی انقلابی «باغ‌وحش شیشه‌ای» ریشه در بار شاعرانه آن داشت، اما ساختار دراماتیک محکم آن چیزی بود که حق نمایش‌نامه را در راستای خوانشی شاعرانه گفت.»

به‌سخن
9789644530944
۱۳۹۶
۱۴۴ صفحه
۳۲۲ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
تنسی ویلیامز
صفحه نویسنده تنسی ویلیامز
۲۳ رمان تنسی ویلیامز نویسنده مشهور آمریکایی و یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان معاصر در ادبیات آمریکا محسوب می‌شود. از آثار مشهور وی می‌توان به نمایشنامه‌هایی همچون اتوبوسی به نام هوس، گربه روی شیروانی داغ، باغ وحش شیشه‌ای، شب ایگوانا و خالکوبی رز اشاره کرد. نمایشنامه «گربه روی شیروانی داغ» در سال ۱۹۵۵ برنده جایزه پولیتزر شد.
دیگر رمان‌های تنسی ویلیامز
پرنده شیرین جوانی
پرنده شیرین جوانی اتاق خوابی با سبک قدیمی در هتلی مدرن در امتداد ساحل خلیج شهر سنت کلود. شبیه یکی از گراند هتل‌های اطراف سورنتو یا مونت کارلو که باغ آن دارای درختان بلند خرما است. برای تزئین سرویس اتاق‌ها ظاهرا از هنرهای مناطق شمالی آفریقا کمک گرفته شده است. مهمترین قسمت آن، یک تختخواب دو نفره بزرگ است که باید به طرف ...
شب ایگوانا
شب ایگوانا کشیشی از کلیسایش برکنار شده و در دفتر جهانگردی کم‌ارزشی به عنوان مهماندار جهانگردان استخدام شده است. او در آخرین سفر، گروه تحت سرپرستی‌اش را به مهمان‌خانه‌ی محقری بر فراز جنگل باران در مکزیک می‌برد و در آن‌جا پس از درهم‌ریختگی عصبی، به باوری تازه از خدا و تصویری پرمهر از زندگی دست می‌یابد. "شب ایگوانا"، داستان تنهایی انسان و ...
هر 20 دقیقه
هر 20 دقیقه صحنه: گوشه یک آپارتمان باب روز شهری با رادیو، صندلی، مبل، و گنجه نوشیدنی‌ها با چراغ پایه‌دار. مرد و زنی تقریبا چهل ساله تازه از مهمانی آخر شب به خانه برگشته‌اند. مرد دارد نگاهی به روزنامه می‌اندازد و نوشیدنی ترکیبی‌اش را می‌نوشد. زن دارد سیگار می‌کشد. زن: می‌گن هر بیس دقیقه یکی تو امریکا خودشو می‌کشه. مرد: کی می‌گه؟ زن: ...
اتاق تاریک
اتاق تاریک لحظات عذاب‌آوری در سکون و بی‌حرفی گذشت. وقتی زن دوباره شروع به حرف زدن کرد، در صدایش آهنگی از وحشت بود. احتمالا داشت متوجه می‌شد که چه اتفاقی افتاده بوده، چه بلایی سر مردی آمده بود که زمانی همسرش بود. «اون رو به یاد می‌آری ـ باید به یاد بیاری ـ داستان لیلا و جیکوب رو؟»
تابستان و دود
تابستان و دود هرگز مگو عشق مال توست عشق که هرگز نگفت می‌تواند باشد از آن باد آرامی که می‌گذرد در سکوت نادیدنی به عشقم گفتم، به عشقم گفتم تمام قلبم را به او گفتم. لرزان، سرد، در هراسی مخوف عشق من رخت بربست و رفت او پیش از من نرفته بود تا غریبه از کنارش بگذرد در سکوت و نادیدنی و به چنگش آورد با یک آه.
مشاهده تمام رمان های تنسی ویلیامز
مجموعه‌ها