رمان خارجی

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

(Lettera a un bambino mai)

برای آخرین بار به دستانم که به حالت دعا رو به آسمان دراز شده بودند، نگاه کردم. بغضم را در خود خفه کردم و لبخندی زدم. ماه از مسافت‌های خیلی دور پیشم آمده و روی پوستم قرار گرفته بود و من باید دورش می‌انداختم؛ تا ابد. اگر هم می‌خواستم نگهش دارم، باز هم نمی‌توانستم؛ چرا که همیشه نمی‌توان با این حالت؛ یعنی انگشتانی باز و بدون این که دستت را به جایی بزنی، باقی ماند. می‌دانی کوچولویم، دیر یا زود دست‌هایم به جایی می‌خورد و همه چیز مثل بخار از بین می‌رود؛‌ به خاطر شوخی وقیحانه یک آدم سنگدل...

آوای الف
9786009394029
۱۳۹۶
۱۲۸ صفحه
۴۰۳ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
اوریانا فالاچی
صفحه نویسنده اوریانا فالاچی
۷ رمان Fallaci was born in Florence, Italy. During World War II, she joined the resistance despite her youth, in the democratic armed group "Giustizia e Libertà". Her father Edoardo Fallaci, a cabinet maker in Florence, was a political activist struggling to put an end to the dictatorship of Italian fascist leader Benito Mussolini. It was during this period that Fallaci was first exposed to the atrocities of war.

Fallaci began her journalistic career in her teens, becoming a special correspondent ...
دیگر رمان‌های اوریانا فالاچی
زندگی جنگ و دیگر هیچ
زندگی جنگ و دیگر هیچ زندگی، جنگ و دیگر هیچ نمایش‌گر یک سال از زندگی فالاچی می‌باشد. او این کتاب را در پاسخ خواهر کوچکش که پرسیده بود: ((زندگی یعنی چه؟)) نوشته است. پاسخ این سوال را در نبردها، زد و خوردها، وحشیگری‌ها،‌ و مرگ در ویتنام جستجو کرده است.
پنه‌لوپه به جنگ می‌رود
پنه‌لوپه به جنگ می‌رود گپ مسخره‌ای بود... تهیه‌کننده فیلم، به زن جوان که اسمش جوآنا بود می‌گفت: «یه قصه به روز و تکون‌دهنده می‌خوام! جو! قصه عاشقونه‌ای که فقط ماجرای یه عشق خشک و خالی نباشه... وگرنه حوصله مردم رو سر می‌بره! یادت نره شخصیت زن قصه باید ایتالیایی باشه و مرده آمریکایی! از باید، نبایدای فیلمای محصول مشترک هم که باخبری... ببینم جو! ...
1 مرد
1 مرد
مشاهده تمام رمان های اوریانا فالاچی
مجموعه‌ها