سلام خانم جنیفر لوپز
وقتی چشمهایش را باز کرد، هنوز در جاده بودند. دختر با دقت به ساعتش نگاه کرد، مثل اینکه ساعتش از کار افتاده بود. به مرد گفت: ببخشید به بزرگراه نرسیدیم؟ ...
مرد گفت: «بعد از بزرگراه، مسیرت کجاست؟»
دختر گفت:«تقاطع بزرگراه، همون جاده که...»
مرد گفت:«بشین میبرمت...»
به یکی از ماموران پلیس گفتم: «اینجا چه خبر است؟ این همه آدم چه میخواهند؟...»
پلیس همان لبخند ...
بانو و مرد مرده (و 2 نمایشنامه دیگر)
آیا تاکنون برای شما اتفاق افتاده است به جایی بروید که آن را اصلاً نمیشناسید اما آدمهایش برای شما آشنا هستند، حتی بیش از آشنا، مثل افراد خانواده خودتان؟... بانو و مرد مرده، در یک فضای رئال جادویی، سرنوشت جامعهای را به تصویر میکشد که برای ما آشناست، اما در عین حال آن را نمیشناسیم. ما در این جامعه زندگی ...
من آناکارنینا نیستم
زن را در اعماق صدای مرد دفن کردند، هیچکس نیامده بود. تنها مردی گنگ و غریب، روی مزار زن نشسته بود و بی صدا میگریست و مردم شهر نمیدانستند که چرا آن شب در خوابهایشان، مردی تا سحر، «دوستت دارم» میگفت.
من آناکارنینا نیستم (داستان کوتاه)
آخرین پری کوچک دریایی
متقاعد کردن دخترا کار سختی نبود. مطمئنم که اونا به هر حرفی که بگی گوش میدن اما متقاعد کردن خودت برای راهانداختن این نمایش... به هر حال متشکرم. نه فقط برای این که به من کمک کردی، بیشتر به این خاطر که کاری کردی که هیچ نفعی به حال خودت نداشت. حال نمیدونم به کدومش بیشتر احتیاج دارم؟ به پاکی ...