هیچوقت عکسی از پدرم ندیدهام که مربوط به قبل از عضویت او در ارتش باشد. اصلا نمیدانم او در کودکی یا نوجوانی چه شکلی بوده. اگر پدرم مایملکی از والدینش ارث برده بود. اگر یادبود خانوادگی یا یادگاری از ایام جوانیاش داشت، من هرگز آن را ندیدم.
23 داستان از داستاننویسان امروز ایران با تفسیر
«اون وقتا نه کولر داشتیم و نه این همه پادرد و کمردرد. یه پاشیر داشتیم عین یخچال. حیاط بیرونی و حیاط خلوت درندشت بودند و باغچهها پر از گلهای رنگارنگ...» چشمانداز خانهاش، دنیای درون خانه را نشان میدهد و مصداقی است از آنچه او میخواهد باشد؛ گرچه همه دوست و ایل و تبارش رفتهاند و او تنها مانده و محله ...
فرشتگانی در سوی درون (برگزیده بهترین داستانهای اروپا در 2013)
فرشتگانی در سوی درون مجموعه داستانی از نویسندگان معاصر اروپایی است. اغلب این نویسندگان در ایران گمنام بوده و این نخستین اثری است که از آنها در فارسی منتشر میشود. میرانا لیکارباژلی از اسلووانیا، دولسه ماریا کاردوسو از پرتغال، توماس مک سیموین از ایرلند، الوی تیزون از اسپانیا، ری فرنچ از ولز و میکلوش واژدا از مجارستان داستاننویسان این مجموعه ...
چقدر حرف نمیزند
نمیدانم از کجا شروع کنم؟ از تنهایی توی این خانه درندشت با این ویلچر که همه جا باید باهات باشد، یا خشتهای سیاه وسط حیاط، بین آن همه خشتهای قرمز؟ نمیدانم تا به حال شده روی صندلی چرخدار بنشینی، لختی کف پات را بگذاری روی جا پای فلزیاش؟ موقعی که از تخت خودت را میاندازی روی آن و پاهایت را ...
مسافر خوشبختی (106 داستان کوتاه از آثار بزرگترین نویسندگان جهان به همراه جملاتی از مشاهیر)
کتاب 100 گلچینی از داستانهای کوتاه نویسندگان مطرح دنیاست که تجربیات، احساسات و مقاطع حساس و سازنده زندگی انسانها را روایت میکند، انسانهایی که دارای ملیت، مذهب و فرهنگهایی متفاوتاند. اما زبان ساده و صمیمی کتاب، گویی زبان مشترک همه انسانهاست که از دل برخاسته و بر دل مینشیند. میتوان در انتهای هر داستان، اشک و لبخند را در یکجا ...
بهترین داستانهای جهان 3 (قرن 19 و 20 دوران طلایی بخش دوم) مجموعه داستان
در واقع حاصل کار غمانگیز و آرامبخش است. دست مستقل و مغرور که اعتقاد داشت برای خود شخصیتی دارد، ا ز هستی خودمختار برخوردار است و اداره خود را بر عهده دارد. به این نتیجه رسید که او تنها یک درونمایه ادبی است. مضمونی تخیلی که بارها سوژه قلم نویسندگان قرار گرفته است و من باید بگویم که دست با ...