شعر

روز جشن کلمات (شعر معاصر)

بی‌فایدست با تو سخن گفتن. از درختی که ندیده‌ایم من و تو. رویان از الفبا و اعداد. خیال، نمی‌شود برای کسی آب و نان.

بوتیمار
9786004042550
۱۳۹۶
۱۷۶ صفحه
۱۲۵ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده جواد مجابی
۲۵ رمان Javad Mojabi
دیگر رمان‌های جواد مجابی
عین حب نبات
عین حب نبات پیش از اختراع تلویزیون ما این‌قدر در محاصره جنازه‌های جهانی و اجساد تاریخی نبوده‌ایم. شاید آزار طلبی عمومی، ما را صاحب رسانه‌ای کرده، که صبحانه‌مان را ضمن درگیری با جنگ و زلزله و سیل کوفت‌ می‌کنیم، ناهار را در هجوم توطئه‌های کثیف جهانخوران و دسائس جنایتکاران ناشناخته می‌لمبانیم و شام را صرف می‌کنیم طوری که تا زانو در خون کودکان ...
شب‌نگاره‌ها
شب‌نگاره‌ها «ما جنگیدیم سال‌ها، خون دشمن، خون خود را روی خاکی ریختیم که از زیر پایمان در می‌کشیدند. دیگر نه اینجا نه هر جای دیگر، کسی به خون هدر شده ما اهمیت نمی‌دهد، دنیا ما را به صورت «خبر» می‌بیند. روزی خبر اول بودیم و حالا نه. خبرهایی جعلی که ربطی به واقعیت زندگی ما ندارد.»
تاریخ طنز ادبی ایران 2 (2جلدی)
تاریخ طنز ادبی ایران 2 (2جلدی) در برابر این پرسش که آیا ما مردم شوخ‌طبعی هستیم، پاسخ بی‌شک آری است. نمونه‌های باقی‌مانده از دو هزار و پانصد سال پیش به این طرف نشان می‌دهد ما نیز مانند بسیاری از فرهنگ‌های جهان شوخی‌های مختص به خود را داشته‌ایم. نوع شوخی و هدف ساختن و رواج شوخی‌ها و پذیرش آن می‌تواند از فرهنگی تا فرهنگ دیگر، در هر ...
در این تیمارخانه
در این تیمارخانه نویسنده در این رمان از شیوه کلاژ یا تکه‌چسبانی بهره برده‌ است. به این معنا که در متن روایت رمان، که نویسنده به انفجار خانواده سنتی در دنیای مدرن می پردازد، تکه‌هایی از متن‌های معتبر تاریخی، عرفانی و ادبی ایران جابه‌جا نقل شده است. درواقع هر جا که متناسب بوده که مطلبی از دیدگاه تاریخی مطرح شود عین آن واقعه ...
بنفشه‌های سراشیب
بنفشه‌های سراشیب سحر شده است، از شبگردی برمی‌گردم. راهم شمالی است، از «ارنبویه» می‌گذرم، باد «آذرین» گزنده و پرسوز می‌وزد، نیم‌رخ یخ‌زده‌ام را برش می‌دهد. به آسمان نگاه می‌کنم باد سقف سیاه و چرب بالای سر را نخ‌نما کرده است. آذرین از شمال‌شرقی می‌وزد، شهر را، درخت‌هایش را، پنجره‌ها، آنتن‌ها، سیم‌ها و بادگیرهایش را کج می‌کند، مردم، گیاه و چارپا را خم ...
مشاهده تمام رمان های جواد مجابی
مجموعه‌ها