طنز

به قول مردم گفتنی (چند و چونی خندستانی)

ادبیات مردمی بخش مهمی از فرهنگ شفاهی هر ملتی است که حامل آرزوها، انتقادها و رابطه‌های تلخ و شیرین و شور افراد یک جامعه است. ادبیات شفاهی شامل قصه‌ها، متل‌ها و متلک‌ها، ضرب‌المثل‌ها و تمثیل‌ها، لطیفه‌ها و هجویه‌ها، تکیه‌کلام‌ها، زبان‌های مخفی و اصطلاحات عوامانه هر دوره است. اضافه می‌شود به این بخش: انواع فحش‌ها و نفرین‌ها، دعاها و تعاریف‌ها، سرودها و تصنیف‌ها، باورهای خرافی و نمایش‌های مردمی و آداب و رسوم سور و سوگ و مانند آن‌ها. ضرب‌المثل‌ها، بهترین صورت زبانی مردم را آشکار می‌کنند. فردی در پی تبلور تجربه‌ای یا افزودن به حکمت عامیانه، حاصل تامل خود و پیشینیان را در باب زیست - مرگ، در عبارتی و تعبیری، خلاصه می‌کند. این تمثیل کوتاه اگر مقبول طبع مردم و جامعه قرار گیرد، طی سال‌ها، توسط افراد بی‌شماری تراش و صیقل می‌خورد تا به شکل نهایی‌اش درآید و به عنوان دستاورد تجربی و خرد جمعی، بر زبان همگان جاری شود و در محاورت هر روزی کاربرد داشته باشد.

نشر چشمه
9786220100966
۱۲۰ صفحه
۷ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده جواد مجابی
۲۵ رمان Javad Mojabi
دیگر رمان‌های جواد مجابی
باغ گمشده
باغ گمشده شب سرد مهرگانی نه فقط شبی از فصلی سد، که شب و روز دنیایی به سردی گراییده است. باغ اجدادی فرو می‌ریزد. احساس از دست رفتن و فنا شدن قربانیان را بر آن می‌دارد تا دگر باره بسازندش، اما خیانت، نفرین و عفریت مرگ تقدیری دیگر را مقدر کرده‌اند. تصویرها جان می‌گیرند و شرق با تمامی هیبت خود نفس می‌کشد تا دگر ...
یادداشت‌های بدون تاریخ
یادداشت‌های بدون تاریخ این روحیه، که به علت بی‌ایمانی و بی‌اخلاقی، دامنگیر گروهی شده، سخت خطرناک است. چون طاعون کشنده است: به خود اندیشیدن و جمع را نادیده گرفتن و به وقت معرکه جان و مال را نجات دادن و دیگران را در تاریکی جهل و مصیبت رها کردن و له کردن، آری این بلیه چون طاعون کشنده است.
شعر بلند تامل
شعر بلند تامل
شعر 26
شعر 26 پیش از آن که رفته باشم از دست. بگذار دست‌هایت را دست خود بدانم. دشت‌ها و جنگل و کوه و دریایت را. تن من کن. پیش از آن که مرگ در ربایدم سرد. در ایوانم پدیدار شو.
عین حب نبات
عین حب نبات پیش از اختراع تلویزیون ما این‌قدر در محاصره جنازه‌های جهانی و اجساد تاریخی نبوده‌ایم. شاید آزار طلبی عمومی، ما را صاحب رسانه‌ای کرده، که صبحانه‌مان را ضمن درگیری با جنگ و زلزله و سیل کوفت‌ می‌کنیم، ناهار را در هجوم توطئه‌های کثیف جهانخوران و دسائس جنایتکاران ناشناخته می‌لمبانیم و شام را صرف می‌کنیم طوری که تا زانو در خون کودکان ...
مشاهده تمام رمان های جواد مجابی
مجموعه‌ها