آپارتمانی در طبقهی چهاردهم یکی از آن ساختمانهای نوساز بیروحی که مثل قارچ در همهجای کرانهی گرانقیمت شرقی نیویورک از زمین سر برآوردهاند. این یکی در خیابان دوم است و حوالی تقاطعهایش با خیابانهای هشتادم تا نودم.
۱۲ رمان
Henry Reymond Fitzwalter Keating was an English writer of crime fiction most notable for his series of novels featuring Inspector Ghote of the Bombay CID.
H. R. F. KEATING was well versed in the worlds of crime, fiction and nonfiction. He was the crime books reviewer for The Times for fifteen years, as well as serving as the chairman of the Crime Writers Association and the Society of Authors. He won the CWA Gold Dagger Award twice, and in 1996 ...
مشنگها (1 حکایت کمدی) نمایشنامه
سوفیا: دلم نمیخواد جر و بحث کنم، لئون. فقط فکر میکنم تو باید به منم فرصت بدی عقایدمو بیان کنم.
لئون: من از عقاید تو استقبال میکنم سوفیا، ولی فکر میکنم قبل از اینکه با قطعیت چیزی رو بیان کنی باید از همه حقایق با خبر بشی.
اتاقی در هتل کالیفرنیا
سوییت شماره 203 و 204 شامل یک اتاق خواب و در جوار آن اتاق نشیمن و حمام بیرون از اتاق خواب. تزئینات اتاق رنگ تند و شاد دارد. نسخه بدل نقاشیهایی از ونگوگ و رنوار به دیوارها آویخته است. در هر دو اتاق تلویزیونهای رنگی بزرگی قرار دارد، و یک بخاری دیواری در اتاق نشیمن...
دختر یانکی
عنوان اصلی نمایشنامه حاضر The star spangled girl، به star spangled banner، به معنای پرچم پر ستاره، و همچنین سرود ملی امریکا اشاره دارد. با توجه به کاربرد این صفت برای دختر، که نمایشنامه حاضر است، مترجم، دختر یانکی را همچون معادل نام اصلی نمایشنامه برگزیده است.
کلهپوکها
کلهپوکها یک فابل کمیک است که در دهکدهای در اوکراین قرن نوزدهم میگذرد. نفرینی دویست ساله دامنگیر این دهکده شده که تمام افراد آن، کلهپوک شدهاند. معلمی به دهکده میآید. او تنها بیست و چهار ساعت فرصت دارد که یا این نفرین را باطل کند یا فرار کند، وگرنه خودش هم مثل اهالی دهکده کلهپوک میشود... گفته شده سایمون این ...
پزشک نازنین
دکتر: دهان باز کردن که درد نداره. الان فقط میخوام نگاه کنم. باید ببینم کجاست؟ کدوم دندونه؟ چه کار باید بکنم؟ حالا باز کنین.
(خادم دهانش را باز میکند)
خوبه. حالا بذارین ببینم.
(دکتر با دقت نگاه میکند و خادم از درد ناله میکند.)
آها... بله این جاست. این کوچولو این جاست... پیدات کردم... آهان...
خادم: باهاش حرف نزن، نمیخواد باهاش دوست بشی، بکشش بیرون.