رمان خارجی

آن‌جا نیست

(she's not there)

فکر می‌کنم اسم من سامانتاس، فکر می‌کنم دختر شما هستم. با شنیدن این جملات از آن سوی تلفن، قلب کارولین از حرکت ایستاد و بی‌اختیار به یاد پانزده سال پیش، در مکزیک افتاد. شبی که دنیایش در هم فروریخت. سفر به مکزیک قرار بود سفری دلچسب و همچنین جشن دهمین سالگرد ازدواجشان باشد. اما در بازگشت از شب مهمانی، اثری از دختر دو ساله‌شان سامانتا، که همراه خواهر پنج ساله‌اش در اتاق هتل خوابیده بود، نیافتند. شرح روزها، هفته‌ها، و سال‌های بعد از این ماجرا و لحظات سخت و پر از رنجی که بر کارولین، مادر سامانتا گذشت را، در کتاب خواهید خواند. سفر از زمان حال به گذشته و دویاره بازگشتن به زمان حال، بلاتکلیفی‌های روحی، هیجان محض، و شوک‌هایی که از آشکار شدن حقیقت در خواننده به وجود می‌آید، آن‌جا نیست را به رمانی قوی و دوست‌داشتنی و یکی از پرفروش‌ترین رمان‌های سال 2016 تبدیل نموده است.

مروارید
9789641914839
۱۳۹۶
۴۲۴ صفحه
۱۴۷ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های جوی فیلدینگ
تکه‌های گمشده
تکه‌های گمشده
محکوم به نیستی
محکوم به نیستی گاهی به جای دیگران بودن دشوارترین کار دنیاست، اما... گاهی خود را به جای دیگران گذاشتن لازم است... هر چند دلهره‌آور باشد. باید به جای یک مادر بود تا احساس او را دریافت: ((مامان... میشه وقت مرگ با هم بمیریم؟ میشه دستهای همدیگه‌رو بگیریم؟ قول میدی؟... )) و امروز باید این کلمات را شنید تا هشداری برای تمام خانواده‌ها باشد.
سامانتا
سامانتا چون از قبل تصمیم گرفته‌اند که ما گناهکار هستیم، همیشه این اتفاق می‌افتد کارولین و نه تنها در مکزیکو. پلیس فکر می‌کند که می‌داند چه کسی مسئول است، بنابراین دیدگاه تونلی پیدا می‌کند؛ بقیه مظنونین را نادیده می‌گیرد و تمام مدارکی را که از حدس آن‌ها حمایت نمی‌کند، بی‌اهمیت می‌شمارند...
عروسک
عروسک به هیچ‌وجه دلش نمی‌خواست او را ببیند بدون هیچ توضیحی! وقتی در تمام خاطرات کودکی حتی یک دلخوشی کوچک از او نمی‌یافت چگونه می‌توانست امروز یاری‌اش کند. زندگی و آدم‌های این زندگی همیشه آن گونه‌ای که به نظر می‌رسند، نیستند. باید هر کس را با در نظر گرفتن تمامی خودش نگاه کرد و آن‌گاه به قضاوت نشست. وقتی بدون دانستن ...
نجواها و دروغ‌ها
نجواها و دروغ‌ها برای یک لحظه، فکر کردم پرده تکان خورد. زدم روی ترمز، سرم فقط چند سانتیمتر با شیشه جلو فاصله داشت. ولی با نگاهی دقیق‌تر، معلوم شد اشتباه کرده بودم و فقط سایه درخت‌های نزدیک خانه بود که در مقابل پنجره اتاق خواب می‌رقصد، و تصویری از حرکت را از داخل خانه به نظر می‌رساند.
مشاهده تمام رمان های جوی فیلدینگ
مجموعه‌ها