غرور، تعصب و گناه داستانی میسازند که فضای سیاه و سفیدش دربرگیرنده لحظاتی تکاندهنده است که هم تن را به لرزه میاندازد و هم تا پایان ماجرا، خواننده را با خود میکشاند.
مهجبین
مهجبین سرش را بالا گرفت و از آن فاصله کم به صورت شاهپور نگاه کرد.
از کجا فهمیدی منم مثل تو بهارنارنج دوست دارم؟
شاهپور صورتش را با لبخند پایین آورد. لبهایش را کمی بالاتر از پیشلنی او و روی ریشه موهای مهجبین گذاشت. او پلک زد. و شاهپور با حالتی خوش از یادآوری خاطرات دور، زمزمه کرد: وقتی جلوی ...
گناهکار 1 (2 جلدی)
غرور، تعصب و گناه داستانی میسازند که فضای سیاه و سفیدش دربرگیرنده لحظاتی تکاندهنده است که هم تن را به لرزه میاندازد و هم تا پایان ماجرا، خواننده را با خود میکشاند.
ببار بارون
جدالی میان بد و خوب...
نیکی و شر...
و عشقی که این چالش را عمیقتر میکند.
شاید باران ببارد و آرامش ببخشد.
قصهای متفاوت با آنچه تا به حال خواندهاید.
حاکم (کتاب اول)
هر کسی لایق نیست بر دل، «حاکم» شود. سیاهی و یکرنگی را به دنیایی هزار رنگ و وارونه آنان ترجیح میدهد. طرد میشود. بد میشود. تلخ میشود.
دل روی دل میافتد اما... او درد و تلخی این دلدادگی را میان جان حبس میکند. دردها کهنه میشوند. ماندگار میشوند. زهر میشوند.
محکوم است هر روز و هر لحظه تلخی کشنده زهر ...