رمان خارجی - شرق دور

سگی که می‌خواست خورشید باشد (به همراه 13 قصه دیگر از مردم آسیا)

روزی بود و روزگاری. مرد جوانی بود که با مادر پیرش توی دهی زندگی می‌کرد. با این که این مادر و فرزند از طایفه برهمن‌ها بودند،‌ از مال دنیا چندان بهره‌ای نداشتند. دار و ندارشان فقط یک کلبه کوچک بود و یک وجب زمین که تویش سبزی می‌کاشتند. بزرگ‌ترین آرزوی مادر این بود که پسرش زن بگیرد. سن و سالش بالا بود و دلش می‌خواست عروسی داشته باشد که کمک حالش باشد. این بود که دائم به پسرش می‌گفت‌ :«کی باشد که ببنیم تو زن گرفته‌ای! کی باشد ببینم عروسی برایم آورده‌ای که زیر دست و بالم را بگیرد.» جوان هم خوشی و آسودگی مادرش را آرزو می‌کرد، اما آن قدر دستش خالی بود که نمی‌توانست خرج عروسی را جور کند.

محمد هدایی
9789643379254
۱۳۹۶
۱۴۰ صفحه
۱۰۹ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
طرف تاریکی
طرف تاریکی ترس همواره به فاصله یک گام جلوتر راه می‌رود، حضور سایهوار مرگ است پشت سر آدمی. با این داستان‌ها، به قلمرویی ناشناخته و تاریک گام می‌گذاریم که در آن، مرزهای مرگ و زندگی درهم تنیده است. ضرب‌المثلی انگلیسی می‌گوید: هیچ فرد مرده‌ای نمی‌تواند داستان تعریف کند. پس راوی، همان کسی است که زنده از دل ترس بیرون آمده است. من حالا ...
سرگذشت دختران
سرگذشت دختران خیلی وقت پیش ـ البته نه اون‌قدرا، همین چند سال پیش، قبل از این‌که چرخ‌‌دنده‌ها و اهرما و قرقره‌ها آینده رو از دل زمین بکشن بیرون و بیارن جلو چشم من ـ زیاد مهمونی می‌رفتم. تو یکی از این مهمونیا زن و شوهری بودن به اسم کریستا و ری. اونا با آدمایی که من کم و بیش باهاشون آشنا بودم، یا ...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
داستان‌های بامزه 1
داستان‌های بامزه 1 مجموعه‌ای متنوع و پربار از داستان‌های فوق‌العاده دلنشین و سرگرم‌کننده از بهترین نویسندگان کودک. ایده‌آل برای قصه‌خوانی یا قصه‌گویی و بازخوانی‌های مکرر.
پس از کمونیسم
پس از کمونیسم شاید بعضی از ایرانی‌ها از طعم سوسیس بلغاری خوش‌شان بیاید، اما بعید است کسی در ایران داستان سوسیسی را بداند که از گوشت الاغ در شهری در بلغارستان درست شده بود و هر دختری که از آن سوسیس می‌خورد بخت‌اش باز می‌شد؛ یا شاید دیگر همه مردم دنیا از استالین و کارهای مخوف‌اش با خبر باشند، اما بعید است که ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها