مجموعه داستان ایرانی

زنده‌ایم یا زندگی می‌کنیم (70 داستان ناب که به شما خرد و انگیزه می‌بخشد) مجموعه داستان

ترس‌هایت را بلاک کن. تک تک داستان‌های این کتاب با وسواس همیشگی من انتخاب شده تا آن را به یک اثر قدرتمند و اثرگذار تبدیل کند. من این قول را به شما می‌دهم که با خواندن این کتاب روح و روان‌تان جلا یابد و یک قدم به زندگی واقعی و بدون ترس نزدیک‌تر شوید. اگر به دنبال آرامش و رشد درونی، بیداری معنوی و موفقیت در زندگی هستید، اتفاقی نیست که هم‌اینک هستی این کتاب را در دستان شما قرار داده است. بعد از 20 سال فعالیت در حوزه توانمندسازی فردی و غنی‌سازی زندگی هنوز «قصه‌درمانی» را یک ابزار قدرتمند برای آفرینش زندگی ناب و بامعنا می‌دانم. فرصت مطالعه این کتاب را از دست ندهید.

بهار سبز
9786008124658
۱۳۹۶
۱۸۸ صفحه
۷۳ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های مسعود لعلی
درون تو طلاست (عمر کوتاه نیست ما کوتاهی می‌کنیم 2)
درون تو طلاست (عمر کوتاه نیست ما کوتاهی می‌کنیم 2) شبی، برف فراوانی آمد و همه جا را سفید پوش کرد. دو پسر کوچک با هم شرط بستند که از روی یک خط صاف، از راهی عبور کنند که به مدرسه می‌رسید. یکی از آنان گفت: «کار ساده‌ای است!»، بعد به زیر پای خود نگریست که با دقت گام بردارد. پس از پیمودن نیمی از مسافت، سر خود را بلند ...
از آسمان طلا می‌بارد (داستان‌های واقعی و فوق‌‌العاده جذاب از جذب آرزوها و ثروت)
از آسمان طلا می‌بارد (داستان‌های واقعی و فوق‌‌العاده جذاب از جذب آرزوها و ثروت) داستان‌های قانون جذب در این کتاب تجربه بهترین مربیان در زمینه توسعه و رشد فردی از سرتاسر جهان گردآوری شده است. آن‌ها از داستان‌های واقعی زندگی خود گفته‌اند. داستان‌های قانون جذب، توضیح داده‌اند چگونه با استفاده از تکنیک‌های مدیریت ارتعاشات شرایط و امکانات معجزه‌آسایی در زندگی‌شان ‌آورده‌اند.
چوپان دروغگوی زندگی خویشتنیم
چوپان دروغگوی زندگی خویشتنیم نویسنده در این کتاب تلاش کرده است که نشان دهد احساس ناتوانی دلیل بر ناتوانی نیست. همه انسان‌ها پتانسیل خوشبخت شدن دارند. علت بی‌اعتمادی به خود صرفا نبود ادله کافی برای اثبات کفایت و صلاحیت است. شما موجودی نامحدودید اما با باورهای برآمده از تجربیات زندگی گذشته محدود می‌شوید. روش‌هایی را نشان داده است تا به واسطه آن ذهنیت خود ...
گرگ‌هایی که آنها را دریده‌ام (تکنولوژی تغییر)
گرگ‌هایی که آنها را دریده‌ام (تکنولوژی تغییر) گرگی پیر هراز گاهی به مزرعه دهقانی دستبرد می‌زد. سگ دهقان اما با وجود برخورداری از بنیه جوانی و چالاکی، موفق به گرفتن گرگ پیر نمی‌شد. روزی سگ به تعقیب گرگ پرداخت و تا رودخانه که مرز مزرعه بود، او را دنبال می‌کرد، ولی مثل همیشه گرگ از آب گذشت و سگ فقط به نظاره نشست. سگ از او پرسید: ...
مشاهده تمام رمان های مسعود لعلی
مجموعه‌ها