رمان خارجی

مرگ تاثیر‌گذار

(The quality of lights)

فرمانده با خونسردی رفتن آن‌ها را تماشا می‌کرد. او به همان اندازه که خودش را دچار مخاطره می‌کرد، دیگران را هم به خطر می‌انداخت. می‌گفت خیلی‌ها کشته می‌شوند و این قانون جنگ است. اما افراد شجاع خیلی کمتر کشته می‌شوند...

9786001218903
۱۳۹۵
۱۸۶ صفحه
۱۱۹ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
داستان‌های با اجازه (مجموعه داستان‌های کوتاه چند تن از نویسندگان امروز)
داستان‌های با اجازه (مجموعه داستان‌های کوتاه چند تن از نویسندگان امروز) آیا اجازه گرفتن از صاحب اثر در ترجمه اهمیتی دارد؟ آیا در جایی که مسئله‌ی کپی رایت آثار خارجی رسمیت ندارد، می‌توانی سراغ نویسنده و پدیدآورنده‌ای بروی و از او بخواهی که اجازه دهد کارش را به زبان خودت برگردانی؟ از زمانی که کار ترجمه را آغاز کردم، این دغدغه‌ها را داشتم که با نویسنده یا صاحب قانونی اثر تماس ...
فضاهایی برای عبور (از حال‌ها و هواهای تازه در داستان) مجموعه داستان
فضاهایی برای عبور (از حال‌ها و هواهای تازه در داستان) مجموعه داستان کتاب حاضر دربردارندة مجموعه داستان‌های کوتاه و روایت‌های مختلفی از نویسندگانی چون: «جان آپدایک»، «راسل ادسون»، «مارگارت اتوود»، «رولان توپور»، «دیو اگرز»، «خولیو کورتاسار»، «هانری میشو» و ...، با عنوان‌های «خیلی زود به آرامش می‌رسی»، «فضایی برای عبور»، «کوه از کاه»، «حسّ خون»، «کاسه در دست»، «در مجاورتی مدید»، و ... است. لازم به ذکر است در پایان کتاب، بیوگرافی ...
قصه‌های جنگ
قصه‌های جنگ مجموعه 12 داستان کوتاه از مطرح‌ترین نویسندگان کودک و نوجوان. همه این داستان‌ها در اولین سال‌های جنگ نوشته شده‌اند، حدود سال‌های 60 تا 64 و هر کدام تصویری است از آنچه که، در آن سال‌ها جریان داشت. تصاویری از سرتاسر ایران در خانه‌ها، مدرسه‌ها، شهرها و روستاها.
100 (100 داستان ک...
100 (100 داستان ک... روزی روزگاری، مردی در باغش چندین درخت انار داشت و سال‌ها به هنگام پاییز انارهایش را در سینی‌های نقره‌ای، بیرون باغش می‌گذاشت و بر سینی‌ها علامت‌هایی گذاشته بود که رویشان نوشته بود: یکی بردارید، نوش جانتان. اما مردم می‌گذشتند و هیچ‌کس از میوه‌ها بر نمی‌داشت! مرد فکری کرد و سال بعد هنگام پاییز دیگر انارها را بر سینی‌های نقره نگذاشت، اما ...
زمان طاووس
زمان طاووس بیرون که رفتند، مگ از سر تنفر فریاد فروخورده‌ای کشید؛ تمام کرم‌های خاکی حیاط روی پله خزیده و همان‌جا مرده بودند. محوطه چمن‌کاری حالا صرفا حالت اسفنجی نداشت، بلکه خیس آب بود و مثل باتلاقی لجن گرفته به نظر می‌رسید.
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها