رمان خارجی

منظره زمستانی

از هفته‌ها قبل مقدمات و تهیه و تدارک جشن آغاز شد. قرار بود تمام دهکده در آن ضیافت شرکت کنند. قرار بود بزی سر ببرند و کباب کنند. زن‌ها سخت مشغول درست کردن شیرینی‌جات و غذا‌هی خوش‌مزه بودند، بی‌آنکه از خرج و مخارج ابایی داشته‌باشند.

9786001218965
۱۳۹۵
۱۷۸ صفحه
۱۱۶ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
قصه‌هایی برای 6 ساله‌ها
قصه‌هایی برای 6 ساله‌ها قصه‌هایی برای شش ساله‌ها، مجموعه 9 قصه است. قصه‌هایی مثل: شوخی غولی، مسابقه خزیدن، جشن جادویی آقای مامبل، آوازی برای جنی، همسایه ما هشت پا دارد، غبار جادویی و... همان‌طور که از اسم قصه‌ها پیداست، هر قصه حال و هوای خاصی دارد و این تنوع باعث می‌شود که این مجموعه بسیار جذاب و سرگرم‌کننده باشد. بهتر است قصه‌ها را بخوانید، ...
بهترین داستان‌های جهان 2 (قرن 19و 20 دوران طلایی) مجموعه داستان
بهترین داستان‌های جهان 2 (قرن 19و 20 دوران طلایی) مجموعه داستان در اواخر قرن نوزدهم داستان کوتاه به صورت نوع ادبی مهمی درآمد و بخش با اهمیت صدها مجله‌ای شمرده می‌شد که در اروپا و آمریکای شمالی انتشار می‌یافت. این مجله‌ها منحصرا به چاپ داستان کوتاه و سریال‌های رمانتیک‌گونه و غیرواقعی که همه انباشته از ماجراجویی، شور و هیجان وصف‌ناپذیر، زنان زیبا و مردان آرمانی بود، می‌پرداختند...
ما 1 نفریم (داستان‌های کوتاه آمریکای لاتین) مجموعه داستان
ما 1 نفریم (داستان‌های کوتاه آمریکای لاتین) مجموعه داستان علاقه‌مندان و خوانندگان آثار داستانی از اوایل دهه 70 میلادی با آثار داستان‌های آمریکای لاتین آشنا شدند آنان دریافتند که در بخشی دیگر از جهان آثاری خلق می‌شود که گویی جهنم دیگری است انعکاس روح زیبایی‌شناسی در منطقه‌ای که خود سحری خاص دارد و آدمی را به مبارزه می‌طلبد وقایع و مسائل اجتماعی در آمریکای جنوبی با ادبیاتی همراه و ...
کاپوچینو با نون تست (داستان‌های کوتاه آمریکای لاتین)
کاپوچینو با نون تست (داستان‌های کوتاه آمریکای لاتین) از زمانی که یادم می‌آید عاشق این بودم که بایستم و آدم‌هایی را که در خیابان رفت و آمد می‌کنند، نگاه کنم، این عادت را از عمه‌ام به ارث برده‌ام، وقتی که من چهارده ساله بودم،‌با ماشین تصادف کرد و دیگر هیچ وقت نتوانست راه برود. از همان موقع همیشه او را دیده‌ام که روی صندلی چرخ‌دارش روی ایوان می‌نشست ...
مارپیچ
مارپیچ من از طریق نویسندگی امرار معاش می‌کنم، اما آن روز می‌زده شده بودم و سردرد وحشتناکی داشتم و کل بعدازظهر کار نکرده بودم. قرار بود یک کار فوری انجام دهم، در واقع باید شرح نوشته‌هایی را برای کتاب آثار عکاسی هنرمندی می‌نوشتم که با او آشنایی داشتم. اما زق‌زق کردن مداوم سرم باعث شد به کلی نسبت به تصاویر او ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها