نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

5 نمایش‌نامه از انقلاب مشروطیت

«گیر افتادن احمقانه‌اس. چه‌ گیر بیفتی و چه بری خودتو بدی دست اونا، هردوش یکیس. هر جوری شده باید در رفت، به هر کلکی شده باهاس زنده موند. تا هستی ازت می‌ترسن و روت حساب می‌کنن و اهمیت داری. اما وقتی گیر افتادی دیگه تمومه، سر و کارت با طناب داره، دیگه یه پاپاسی هم نمی‌ارزی» این کتاب شامل پنج نمایش‌نامه از آثار غلام‌حسین ساعدی نمایش‌نامه‌نویس تواناست. به نام‌های:«از پا افتاده‌ها»، «گرگ‌ها»، «ننه انسی»، «خانه‌ها را خراب کنید» و «بام‌ها و زیر بام‌ها». که برخی از آن‌ها به کارگردانی جعفر والی در تلویزیون ایران اجرا شده است.

نگاه
9786003762862
۱۳۹۷
۱۴۸ صفحه
۱۷۷ مشاهده
۰ نقل قول
غلام‌حسین ساعدی
صفحه نویسنده غلام‌حسین ساعدی
۲۳ رمان غلامحسین ساعدی همچنین معروف با نام مستعارِ گوهرِ مراد، نویسنده و پزشک ایرانی بود. ساعدی نمایشنامه نیز می‌نوشت و پس از بهرام بیضایی و اکبر رادی از نامدارترین نمایشنامه‌نویسان زبان فارسی در روزگار خود به شمار می‌رفت.
دیگر رمان‌های غلام‌حسین ساعدی
ترس و لرز
ترس و لرز زاهد جلوتر آمد و ایستاد به تماشای سالم احمد که روی خاک‌ها افتاده بود. همه ساکت شدند. زاهد خم شد و دست‌های سالم احمد را به دست گرفت. صالح کمزاری و محمد حاجی مصطفی در دو طرف زاهد چمباتمه زدند. چیزی از دور می‌‎‏آشفت، انگار سالم را از دریا صدا می‌کردند.
وای بر مغلوب
وای بر مغلوب غلامحسین ساعدی در 1314 در تبریز دیده به جهان گشود. او با نام مستعار گوهر مراد بیشتر آثار نمایشی خود را به چاپ سپرد. در دانشگاه‌های تبریز و تهران پزشکی و روانپزشکی خواند. با درک خاصی از شخصیت‌های روان‌پریش و آشفته‌ذهن و کشف دردها و آسیب‌های روحی آنان، توانست به خوبی از این کاراکترها در داستان‌های خود بهره گیرد. فضای ...
محاکمه میرزارضای کرمانی
محاکمه میرزارضای کرمانی غلامحسین ساعدی در طول دوران فعالیتش، ساحت‌های مختلف نوشتن را عرصه کار خود می‌دید. داستان، ترانه، سفرنامه، فیلم‌نامه، نمایش‌نامه، یادداشت و مقاله، قالب‌هایی برای ظهور اندیشه و تخیل او بوده‌اند. این مجموعه مشتمل بر آثاری است که ساعدی در اختیار نشریات مختلف قرار داده و از آن‌جا که برخی از آن‌ها گمنام، کم نام و نشان یا متعلق به شهرهای ...
چوب به دست‌های ورزیل
چوب به دست‌های ورزیل میدان‌چه یک آبادی به نام ورزیل روبروی مسجد آبادی است با ایوان و سایه‌بانی که روی دو ستون ایستاده. در مسجد وسط ایوان قرار گرفته. با گل میخ‌های درشت و دو زنجیر به صورت دو قوس که از بالای در به طرفین در کوبیده‌اند. برای بستن دخیل و طلب نیاز. دو طرف مسجد به دو کوچه می‌رسد. دیوار کوچه دست ...
هنگامه‌آرایان و باران
هنگامه‌آرایان و باران اتاق کار نویسنده،‌ یک اتاق ساده با مشتی کتاب در یک گوشه، و یک تختخواب و یک میز تحریر، و چند پوستر به در و دیوار اتاق، و دو صندلی به دور یک میز، همه چیز ساده و بی‌پیرایه. نویسنده روی تخت افتاده و خوابیده است. در اتاق نیمه باز می‌شود و کله مردی آرام آرام وارد اتاق می‌شود.
مشاهده تمام رمان های غلام‌حسین ساعدی
مجموعه‌ها