نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

اگر دوباره شروع می‌کردیم

(Si on recommencait)

الکساندر به خانه دوران جوانی‌اش برمی‌گردد. او به طرزی خارق‌العاده، خود را در مقابل گذشته‌اش در یک روز سرنوشت‌ساز باز می‌یابد. چهل سال بعد، دوباره مرد جوانی را که خودش بوده می‌بیند، مادربزرگ بسیار دوست داشتنی‌اش را و زن‌هایی را که دلخواهش بودند... اکنون که او داستان زندگی‌اش را می‌داند، آیا می‌تواند دوباره همان تصمیم‌های قبل را بگیرد؟ در زندگی، آیا ما کاری را می‌کنیم که می‌خواهیم، یا آن را که می‌توانیم؟ آیا ما انتخاب می‌کنیم؟ آیا ما آزاد هستیم؟ و اگر دوباره شروع می‌کردیم... داستانی خیالی، عمیق و لطیف با رنگ و بوی کمدی که در آن اریک امانوئل اشمیت دوباره طبع فلسفی‌اش را از سر می‌گیرد، آن‌چه، از مهمان ناخوانده تا مهمان‌خانه دو دنیا، نمایش‌هایش را در تمام دنیا به پیش رانده است.

افراز
9786003263154
۱۳۹۷
۹۴ صفحه
۲۶۲ مشاهده
۰ نقل قول
اریک امانوئل اشمیت
صفحه نویسنده اریک امانوئل اشمیت
۵۲ رمان اریک امانوئل اشمیت نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس و فیلسوف فرانسوی است. نوشته‌های او به ۴۳ زبان دنیا منتشر شده و نمایشنامه‌های او در بیش از ۵۰ کشور روی صحنه رفته‌است. چندین جایزه تئاتر مولیر فرانسه، جایزه بهترین مجموعه داستان گنکور، جایزه آکادمی بالزاک همراه بسیاری از جوایز فرانسوی و خارجی از جوایز اهداشده به اشمیت است. نمایشنامه‌هایی از او نظیر «خرده جنایت‌های زناشویی» و «مهمانسرای دو دنیا» و آثاری از مجموعه داستان «گل‌های معرفت» مانند «میلارپا»، «ابراهیم آقا و گل‌های قرآن»، «اسکار و خانم ...
دیگر رمان‌های اریک امانوئل اشمیت
اسباب خوشبختی
اسباب خوشبختی این کتاب مجموعه‌ای است از 4 داستان کوتاه اریک امانوئل اشمیت به انتخاب شهلا حائری. در این داستان‌های اریک امانوئل اشمیت بار دیگر با ظرافت خاص خود به جستجو در درون شخصیت‌ها و روابط انسان‌ها می‌پردازد. گاهی از خوشبختی متزلزل یک زن می‌گوید، زمانی از غفلت یک پدر، گاهی از نیروی خاطرات و همواره از مرز میان واقعیت و تخیل ...
زندگی با موتسارت
زندگی با موتسارت یک روز موتسارت برایم آهنگی فرستاد. آن آهنگ زندگی‌ام را عوض کرد. از آن زمان، گاه گاه برایش می‌نویسم. هر وقت بخواهد جوابم را می‌دهد و همیشه شگفت‌آور و وجدآور است. حالا دیگر فریادش نمی‌زنم بلکه به آرامی می‌گویم: موتسارت دوستت دارم. وقتی می گویم موتسارت فقط نامت را نمی‌گویم. منظورم آسمان، ابرها، لبخند یک کودک، چشم‌های گربه‌ها و صورت ...
مادام پیلینسکا و راز شوپن
مادام پیلینسکا و راز شوپن «هیچ‌وقت این‌طور ننواخته بودم. با صداهای بم روان، قطره‌های ملودی و خطوط کف‌آلود جزر و مد به حاشیه قاره شوپن نزدیک می‌شدم. همه چیزهایی که مادام پیلینسکا به من آموخته بود: سکوت، حلقه‌های روی آب، شبنم، برگ‌هایی که روی شاخه نرم درخت تکان می‌خوردند، فکر کردن به چیزی دیگر، آوازهای ظریف در حد شکستن که تا بی‌نهایت ادامه داشتند.»
فرزند نوح
فرزند نوح «ژوزف کوچولو، می‌دانی اولین کلکسیونر تاریخ کی بوده؟» «نه!» «نمی‌شناسمش.» «زمان‌های دور، باران‌های بی‌وقفه‌ای می‌بارید که سقف‌ها را ویران می‌کرد، دیوارها را آوار می‌کرد، پل‌ها را خراب می‌کرد، راه‌ها را می‌بست و باعث طغیان رودها و دریاها می‌شد. سیل شهرها و روستاها را ویران می‌کرد. بازمانده‌ها ابتدا به بالای کوه پناه بردند، اما سیل حتی باعث ریزش کوه‌ها هم شد. ...
اکسیر عشق
اکسیر عشق «آیا عشق فرآیندی شیمیایی است یا اعجازی روحانی؟ و آیا راهی خطاناپذیر برای شعله‌ور کردن اشتیاق وجود دارد؟ چیزی شبیه اکسیری که زمانی تریستان و ایزو را یگانه کرده بود و یا آنکه ما در دوست داشتن کاملا آزادیم؟» آدام و لوییز، عاشقانی قدیمی، پس از زندگی مشترک و رویاگونه، حال با فرسنگ‌ها فاصله از یکدیگر ـ مرد در پاریس ...
مشاهده تمام رمان های اریک امانوئل اشمیت
مجموعه‌ها