شعر

مرثیه‌های خاک و شکفتن در مه

احمد شاملو علاوه بر شعر و روزنامه‌نگاری به قصه‌نویسی و نوشتن فیلم‌نامه نیز می‌پرداخت. او باورها، دردها، دیده‌ها و شنیده‌ها را در غالب کلمات به شیوایی بیان کرده‌ است. زیبایی و شیوایی و سادگی اشعار احمد شاملو تحسین برانگیز است و آدمی را متحیر می‌کند. این کتاب یکی از زیباترین آثار احمد شاملو می‌باشد.

نگاه
9789643512323
۱۳۸۴
۱۰۴ صفحه
۱۱۵ مشاهده
۰ نقل قول
احمد شاملو
صفحه نویسنده احمد شاملو
۲۲ رمان از ویکی پدیای فارسی
احمد شاملو، الف. بامداد یا الف. صبح (۲۱ آذر ۱۳۰۴ - ۲ مرداد ۱۳۷۹)، شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس ایرانی و از بنیان‏گذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود. شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از این شهر به آن شهر اعزام می‌شد و از همین روی، خانواده‏ اش هرگز نتوانستند برای مدتی طولانی جایی ماندگار شوند. زندانی شدنش در سال ۱۳۲۲ ...
دیگر رمان‌های احمد شاملو
ترانه‌های اشک و آفتاب (با قاب) مجموعه شعر
ترانه‌های اشک و آفتاب (با قاب) مجموعه شعر در این مجموعه آیدا در آیینه، ابراهیم در آتش، ققنوس در باران، درآستانه، مرثیه‌های خاک. لحظه‌ها و همیشه، مدایح بی‌صلحه، ترانه‌های کوچم غربت.
بارون
بارون بارون میاد جرجر. رو خونه‌های بی در. 4 تا مرد بیدار. نشسته کنج دیفار. دیفار کنده‌کاری. نه فرش و نه بخاری.
مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا)
مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا) افسوس. چشم‌های تو که مثل خون در رگ‌های من دوید، یک‌بار دیگر مرا به زندگی بازگرداند. تصور می‌کردم خواهم توانست به این رشته پر توان عشقی که به طرف من افکنده شده است چنگ بیندازم و یک‌بار دیگر شانس خودم را برای زندگی و سعادت آزمایش کنم. چه می‌دانستم که برای من، هیچ‌گاه "زندگی" مفهوم درست خود را پیدا نخواهد ...
بن‌بست‌ها و ببرهای عاشق (گزینه شعر معاصر)
بن‌بست‌ها و ببرهای عاشق (گزینه شعر معاصر) با آوازی یک‌دست یک‌دست دنباله چوبین‌ بار در قفای‌اش خطی سنگین و مرتعش بر خاک می‌کشید «تاج خاری بر سرش بگذارید!» و آواز دراز دنباله بار در هذیان دردش یک‌دست رشته‌ای آتشین می‌رشت
میراث
میراث وقتی با سر و روی تر از حیاط برگشتم و پشت به پنجره جلو آینه نشستم، رو تیغه بالای دیوار حیاط که از پنجره تو آینه دیده می‌شد چشمم به گربه خاکستری دراز و لاغری افتاد که انگار از تو آینه مواظب رفت و آمد من بود، و دیدم که رک و پوست کنده، با کله نسبتا بزرگش به‌ام اشاره‌هایی ...
مشاهده تمام رمان های احمد شاملو
مجموعه‌ها