رمان خارجی - فرانسه

گوشه‌نشین

(Le solitaire)

سی و پنج سالگی وقت کنار کشیدن از زندگی است. حداقل این نظر شخصیت اول تنها رمانی است که اوژن یونسکو نوشته. ارثیه ناگهانی این امکان را به قهرمان رمان می‌دهد که شغل بی‌اهمیت و کسل‌کننده‌اش در اداره‌ای گمنام را ول کند. او دیگر کاری ندارد جز این که سعی کند از زندگی لذت ببرد... آن‌چه ما در زبان ساده و شیء‌گرای این اثر می‌یابیم، قابلیتی نمایشی و حتی تراژیک است به قدرت نمایشنامه‌های اوژن یونسکو.

ققنوس
9786002783486
۱۳۹۶
۱۵۲ صفحه
۹۵ مشاهده
۰ نقل قول
اوژن یونسکو
صفحه نویسنده اوژن یونسکو
۲۳ رمان Jean Maurice Eugène Clément Cocteau (5 July 1889 – 11 October 1963) was a French poet, novelist, dramatist, designer, boxing manager, playwright and filmmaker. Along with other Surrealists of his generation (Jean Anouilh and René Char for example) Cocteau grappled with the "algebra" of verbal codes old and new, mise en scène language and technologies of modernism to create a paradox: a classical avant-garde. His circle of associates, friends and lovers included Jean Marais, Henri Bernstein, Édith Piaf, whom he ...
دیگر رمان‌های اوژن یونسکو
آوازخوان طاس
آوازخوان طاس یونسکو از خودآموز «انگلیسی بدون زحمت» شخصیت‌ها را به صحنه آورد و به گفتگویی مرکب از عناصر متفاوت، عبارات کوتاه، اصطلاحات و ساختار ساده دستوری، جان بخشید. او خود می‌گوید که هرگز نمی‌دانسته «اسمیت‌ها» واقعیت دارند یا تخیلی هستند. کار خلاقانه او این بوده که این زوج دوباره همدیگر را باز شناسند؛ آن‌ها در حومه لندن زندگی می‌کنند، نام‌شان اسمیت است، ...
بازی‌های کشتار همگانی
بازی‌های کشتار همگانی «بازی کشتار همگانی در تداومی از تابلوها شکل گرفته است و عظمتش را فقط در همجواری بلافاصله و سریع لحظاتی که آن را تشکیل می‌دهد، می‌یابد. موضوع واحد: مرگ، خود مرگ. فکر می‌کنم که تئاتر هرگز چنین تصویری، تصویر سخت، ناب و اینقدر دقیق،‌ از مرگ ارائه نداده است.»
کرگدن
کرگدن برانژه: (به ژان) زندگی‌کردن امری غیرعادی‌ست. ژان: برعکس، هیچی طبیعی‌تر از این نیست. دلیلش هم اینکه همه‌ی مردم زندگی می‌کنند. برانژه: تعداد مُرده‌ها بیشتر از زنده‌هاست. تعداد اونها روزبه‌روز بیشتر می‌شه، زنده‌ها کمیابن. ژان: مُرده‌ها، باید گفت چنین چیزی وجود نداره! هاه! هاه!... (خنده‌ی بلند) اونها هم به شما فشار می‌آرند؟ چیزی که نیست، چطوری می‌تونه فشار بیاره؟ برانژه: من خودم از خودم می‌پرسم ...
پیاده در هوا
پیاده در هوا شادی وصف‌ناپذیری قهرمان داستان را در بر می‌گیرد و او سرمست از یقین، احساس سبکی کرده و شروع به دویدن می‌کند. ناگهان پلی نقره‌ای، بر بالای پرتگاه مسلط بر قله‌ای نورانی پدیدار می‌شود. قهرمان؟ هیجان‌زده از یک شادی احمقانه از روی زمین جدا شده و فریاد می‌زند: یه دفعه راه پرواز کردن رو یاد گرفتم. چطور این کار ساده رو ...
مشاهده تمام رمان های اوژن یونسکو
مجموعه‌ها