رمان خارجی

اژدهای خوش اقبال

(The pen)

زن با بیلچه به سر حمله‌کننده ضربه زد، بیلچه‌ای که معمولا در صندوق عقب ماشین می‌گذاشت تا هنگام نیاز چیزهای ریخته شده در بزرگراه را بردارد. در زمان معینی از سال در شمال نیویورک، لاک‌پشت‌ها از برکه‌های پوشیده از نی بیرون می‌آمدند تا در اطراف بخزند و کف جاده‌ها را به طرح تکه‌های سفال تبدیل کنند. جوآن می‌توانست لاک‌پشت‌های آبی را داخل جوی بیندازد. جوآن بیلچه را از صندوق عقب آورده بود تا کود داخل خانه را سروسامان بدهد...

علی فامیان
9786222087333
۲۲۰ صفحه
۱۰ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
زنی که با من در 1 خانه زندگی می‌کرد
زنی که با من در 1 خانه زندگی می‌کرد داستان، مادری را روایت می‌کند که عاشق فرزند و همسرش است و سعی می‌کند تا از آن‌ها در برابر ناملایمات محافظت کند. موضوع اصلی داستان، عشق است که در قسمت‌هایی با ترس درمی‌آمیزد. ابتدای داستان با تصویر خون آغاز می‌شود، خونی که نشانه خطر بر شمرده می‌شود و در انتها همین خون زندگی کل خانواده را غرق می‌کند. در روایت ...
قصه‌هایی برای 8 ساله‌ها
قصه‌هایی برای 8 ساله‌ها قصه‌هایی برای هشت ساله‌ها، مجموعه 9 قصه است. قصه‌هایی مثل: عنکبوت رقصان، اژدهایی در جامدادی ویلیام و قطار اشباح بدون شبح و... را بخوان! همان‌طور که از اسم قصه‌ها پیداست، هر قصه حال و هوای خاصی دارد و این تنوع باعث می‌شود که این مجموعه بسیار جذاب و سرگرم‌کننده باشد. بهتر است قصه‌ها را بخوانید، تا هم لدت ببرید و ...
معجزه اشتیاق 1
معجزه اشتیاق 1 این دفتر به قصد آن سامان گرفته است که گوشه‌هایی از ادبیات داستانی قرن بیستم کشورهای آلمانی زبان را به خواننده ایرانی عرضه کند. نگارنده این سطور خوب می‌داند که معرفی سیر و سلوک داستان‌نویسی در کشورهای آلمانی زبان نه در حد بضاعت اوست، و نه در دفتری با این اندازه شدنی. از این رو اگر این مجموعه بتواند بر ...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها