حالا اینجا بودم. نشسته بودم و به صدای باران گوش می‌کردم. اگر همین الان می‌مردم در هیچ کجای دنیا حتا یک قطره اشک هم برایم ریخته نمی‌شد. نه اینکه دلم چنین بخواهد ولی خیلی غیرعادی بود. آدمی فلک‌زده با چه حد می‌تواند تنها شود؟ ولی دنیای بیرون پر از بی‌مصرف‌های پیر و تنبلی مثل من بودند. نشسته بودند و به صدای باران گوش می‌دادند و فکر می‌کردند چه بر سر زندگی‌شان آمد. این درست زمانی است که می‌فهمی پیر شده‌ای، وقتی که می‌نشینی و در شگفتی که همه چیز کجا رفت.
۴ نفر این نقل‌قول را دوست داشتند
Ali
‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۵۳
holy.mary
‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۲۴
Mehrabad
‫۱ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۶
saeid51
‫۱ سال قبل، شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۲