یکیو میشناختم که با لباس هایی که تنش بود،بعد از بیست سال زندگی،از خونه زد بیرون. آزاد و رها. همه چیزم از قبل به نام زنش کرده بود. وقتی زد بیرون،خودش بود و لباس‌های تنش. هیچی نداشت. فقط یه حس آزادی داشت،که به دنیایی می‌ارزید.
۴ نفر این نقل‌قول را دوست داشتند
holy.mary
‫۱ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۶
Parviz
‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۶
hedgehog
‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۵۲
Elham
‫۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۲