ساعت پدربزرگ بود و روزی که پدرم آن را به من داد گفت: کونتین گور امید و آرزوها را به تو میدهم. این را به تو نه از این بابت میدهم که زمان را به خاطر بسپاری، بلکه از این بابت که گاه و بیگاه، لحظه ای هم که شده، از یادش ببری و تمام هم و غم خودت را بر سر غلبه بر آن نگذاری
۱۱ نفر این نقل‌قول را دوست داشتند
Mahsa_ch
‫۳ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۶
Booker
‫۳ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۲
Roshaanak
‫۳ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۸
Shakibaa
‫۳ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۴
hedgehog
‫۳ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۷
Yahyaa
‫۳ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۱
holy.mary
‫۳ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۰
Minooo
‫۳ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۴۸
Parviz
‫۳ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۲
Ali
‫۳ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۱
Mehrabad
‫۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۹