رمان ایرانی

آب و خاک

مرد دوربین به دست از او خواهش کرد بیاید روی ایوان بگیرند و بعد خواهش کرد بروند توی ساختمان.... یک سالن خیلی بزرگ با سقف خیلی بلند... نیمی از سالن به این بزرگی صحنه نمایش بود و نیمه دیگر جای تماشاچی‌ها. صحنه نمایش را برای نمایشی که قرار بود به زودی اجرا شود آماده می‌کردند و تخته‌ها و صندلی‌های شکسته و خرت و پرت‌هایی را که توب قسمت تماشاچی‌ها بود برمی‌داشتند تا جا برای تماشاچی‌ها باز شود. هیچ چی توی قسمت تماشاچی‌ها باقی نمی‌ماند و تماشاچی‌ها قرار بود در حالت ایستاده نمایش را تماشا کنند...

مرکز
9789643058197
۱۳۸۴
۱۹۲ صفحه
۱۳۴۰ مشاهده
۰ نقل قول
جعفر مدرس صادقی
صفحه نویسنده جعفر مدرس صادقی
۲۳ رمان (Jafar Modarres-Sadeqi)
دیگر رمان‌های جعفر مدرس صادقی
صادق هدایت داستان‌نویس
صادق هدایت داستان‌نویس
عرض حال
عرض حال
بیژن و منیژه
بیژن و منیژه فردا صبح به دیدار پدرم خواهم رفت. فردا روز سوم فروردین است و هر سال در چنین روز مبارکی پدرم بار عام می دهد تا همه‌ اقوام و دوستان دور و نزدیک به دیدنش بروند و سال نو را به او تبریک بگویند و من هم یکی از همه. با لباس نو و کت و شلوار و کراوات، نه با ...
گاوخونی (1 داستان)
گاوخونی (1 داستان) دیک دیویس، شاعر و نویسنده‌ی انگلیسی و استاد ادبیات فارسی در دانشگاه اوهایو در کلمبوس، در مقدمه‌ای بر ترجمه‌ی انگلیسی کتاب " گاو خونی" می‌نویسد: رمان " گاو خونی" در نظر اول داستان ساده و روانی است که به شیوه‌ی آشنای انواع مشابه غربی روایت شده، اما سبک موجز و روان نویسنده همان‌قدر که به تاثیرپذیری او از ادبیات غرب مربوط ...
مشاهده تمام رمان های جعفر مدرس صادقی
مجموعه‌ها