رمان خارجی

دست‌نوشته‌های 1 مرده

سرگئی ماکسودوف یک کارمند ساده موسسه کشتیرانی است و از شرایط زندگی و امرار معاش‌اش سرخورده و یکی از علایق همیشگی‌اش نوشتن است. او شب‌ها روی نگارش نمایش‌نامه‌ای با عنوان برف سیاه کار می‌کند. بعد از مدت‌ها نامه‌ای از مرکز آموزشی تئاتر مستقل مبنی بر ملاقات و پذیرفته شدن نمایش‌نامه‌اش به عنوان یکی از نمایش‌نامه‌های قابل اکران دریافت کند و باعث میشود زندگی‌اش دگرگون شود.

9786001820281
۱۳۹۰
۲۳۲ صفحه
۹۴۸ مشاهده
۰ نقل قول
میخاییل بولگاکف
صفحه نویسنده میخاییل بولگاکف
۲۲ رمان میخائیل بولگاکف در پانزدهم ماه مه ۱۸۹۱ در خانواده‌ای فرهیخته در شهر کیف اوکراین متولد گردید. پدرش آفاناسی ایوانویچ دانشیار آکادمی علوم الهی و مادرش، واروارا میخائیلونا دبیر دبیرستانی در شهر کیف بود. پس از تولد فرزند اول، یعنی میخائیل، مادر از تدریس دست کشید و بیشتر وقت خود را به تربیت او اختصاص داد. بعد از میخائیل ویرا- نادژدا- واراوار- نیکلای- ایوان و لینا به جمع خانواده اضافه شدند. در زمان حیات پدر، اصول اخلاقی جدی بر خانه حاکم ...
دیگر رمان‌های میخاییل بولگاکف
آدم و حوا
آدم و حوا یفروسیموف: آدم‌های بی‌عقل وقتی با هم برخورد می‌کنند، هم دیگه‌رو می‌کشن و نابود می‌کنند. حتی ساکنین کره زمین رو هم حاضرن نابود کنند. یکی به این آدم توضیح بده که آیا این کار عاقلانه است؟... داراگان: اوا، قایمش نکن! به هر حال از مجازات فرار نمی‌کنه، چند دقیقه زودتر یا دیرتر فرقی نمی‌کنه. یفروسیموف: من فرار نمی‌کنم، من می‌خوام قبل از این‌که ...
دن کیشوت (اقتباسی نمایشی از رمان دن کیشوت سروانتس) نمایش‌نامه
دن کیشوت (اقتباسی نمایشی از رمان دن کیشوت سروانتس) نمایش‌نامه متن اصلی دن‌کیشوت به زبانی به غیر از زبان بولگاکف نوشته شده، و دیالوگ‌های اندکی دارد و توصیف‌محور است. و بسیار آزادتر از جنگ و صلح عمل می‌کند.
نفوس مرده کمدی در 4 پرده (12 صحنه با پیش‌درآمد) نمایش‌نامه
نفوس مرده کمدی در 4 پرده (12 صحنه با پیش‌درآمد) نمایش‌نامه این کتاب متنی است که بولگاکوف بر اساس رمان نفوس مرده، شاهکار نیکلای گوگول، در قالب نمایش‌نامه تنظیم کرده و در آن مهمترین ایده‌های موجود در اثر گوگول، از جمله نابخردی‌ها و بی‌عدالتی‌ها موجود در روابط ارباب و رعیتی آن زمان، جهل جوامع شهرستانی و عقب‌ماندگی فرهنگی و اخلاقی ملاکان روسیه را به خوبی بازتاب داده است.
تخم‌مرغ‌های شوم
تخم‌مرغ‌های شوم
تخم‌مرغ‌های کشنده
تخم‌مرغ‌های کشنده پولایتس یک‌دفعه چند قدمی به عقب برگشت، رنگش مثل گچ سفید شده بود. شوکین در حالی که اسلحه‌اش را به دست گرفته بود، دهانش باز مانده و خشکش زده بود. سراسر گلخانه پر از جماعت زخم‌خورده‌ای از مارهای غول‌پیکر بود. کلافی از مارهای گره‌خورده بر زمین گلخانه می‌خزیدند، فیس‌فیس می‌کردند، می‌پیچیدند و سرهایشان را به این طرف و آن طرف ...
مشاهده تمام رمان های میخاییل بولگاکف
مجموعه‌ها