۱۸ رمان
مصطفی مستور در ۱۳۴۳ در اهواز به دنیا آمد. وی در سال ۱۳۶۷ در رشتهی مهندسی عمران از دانشگاه صنعتي اصفهان فارغالتحصیل شد و دوره كارشناسی ارشد را در رشتهی زبان و ادبيات فارسی در دانشگاه شهيد چمران اهواز گذراند.وی هم اکنون ساکن اهواز میباشد.
مصطفی مستور نخستین داستان خود را با عنوان دو چشمخانه خیس در سال ۱۳۶۹ نوشته و در همان سال در مجلهٔ کیان به چاپ رساند. وی نخستین کتاب خود را نیز در سال ۱۳۷۷ با عنوان ...
زیر نور کم (مجموعه کامل داستانهای کوتاه 1371 تا 1395) مجموعه داستان
حالا که به این چهل و چهار داستان کوتاه نگاه میکنم، احساس میکنم هر کدام از آنها عکسهای واضحی هستند از کیفیت روح نویسنده در روزهایی که آنها را نوشته است. اگر جسمانیت ما را دوربینهای عکاسی زیر نور کافی به تصویر میکشند، باری ابزار عکاسی روح، به گمانم، کلمات است. بدینگونه، این مجموعه در نگاه من، آلبوم عکسی است ...
تهران در بعدازظهر
درست مثل این بود که بر لبه چاه عمیقی بایستی و بعد لحظهای زل بزنی به اعماق ناپیدای چاه و ناگهان بیهوا سر بخوری و سقوط کنی توی آن. این دقیقا همان چیزی بود که بعدازظهر چهارشنبه هفدهم دی ماه هزار و سیصد هشتاد و پنج برای من اتفاق افتاد و من با سر سقوط کردم توی چاه عمیقی، توی ...
من دانای کل هستم (مجموعه داستان کوتاه)
در یکی از این منظرهها پدرم مرد. نگاه نکردم. عیدی مرد. رسول به من گفت. من نشنیدم. نمیشنیدم رسول را. کسی گفت تندتر. نمیدیدمش اما صداش را خوب میشنیدم. گفت: تندتر تندتر! رسول گفت: صدای من رو نمیشنوی لامسب؟ گفتم: چی؟ و رسول فرو رفت، انگار در چاهی. بعد مادرم مرد. مونس بود اما، هرچند برای من نبود انگار. مرده ...
روی ماه خداوند را ببوس (پالتویی)
هر کس روزنهایست به سوی خداوند، اگر اندوهناک شود. اگر به شدت اندوهناک شود.