مجموعه داستان خارجی

زرنگ‌ترین پیرزن دنیا و 79 داستان کوتاه دیگر از ملل مختلف جهان

با این سخن، مدیر عامل بیشتر وسوسه شد و از آنجا که خیالش از خودش آسوده بود از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت ده صبح برنامه‌ای برایش نگذارد. روز بعد پیرزن درست سر ساعت به همراه مردی که در ظاهر وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت. پیرزن بسیار محترمانه از مدیر عامل خواست که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد. مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا می‌انجامد، با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد. ناگهان وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه آشفته شد و بعد یک پاکت روی میز گذاشت و به سرعت از اتاق بیرون رفت. پیرزن با خنده‌ای زیرکانه به مدیر عامل نگریست...

نی نگار
9789642617906
۱۳۹۰
۱۱۲ صفحه
۱۱۵۴ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
بوی پونه
بوی پونه
در تماشاخانه شیطان (مجموعه 8 داستان طنز)
در تماشاخانه شیطان (مجموعه 8 داستان طنز) شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده‌ام، پیش از موعد! گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته‌ای یا سنگ بندگی خدا را به سینه می‌زنی؟ گفت: من دیگر آن شیطان توانای پیشین نیستم. دیدم آنچه را من شب هنگام به ده‌ها وسوسه پنهانی انجام می‌دادم، آدمیان روزانه به صدها دسیسه آشکار مرتکب می‌شوند. حال، اینان را به شیطان چه نیاز؟
خاتون در آینه (تصویر زن در آثار داستان‌نویسان معاصر ایران) مجموعه داستان
خاتون در آینه (تصویر زن در آثار داستان‌نویسان معاصر ایران) مجموعه داستان در کشورهای جهان سوم، ادبیات، به ویژه ادبیات داستانی، بیشتر به مسائلی چون فقر، اختناق، عدم امنیت و بی‌عدالتی می‌پردازد. حال آن که در غرب پرداختن به این مقولات معمولا بر عهده رسانه‌هاست. از این رو می‌توان ادعا کرد که در شرق و از جمله در ایران ادبیات بیشتر جنبه گزارشگری دارد و تا حد زبادی جایگزین رسانه‌های عمومی شده ...
داستان‌های با اجازه (مجموعه داستان‌های کوتاه چند تن از نویسندگان امروز)
داستان‌های با اجازه (مجموعه داستان‌های کوتاه چند تن از نویسندگان امروز) آیا اجازه گرفتن از صاحب اثر در ترجمه اهمیتی دارد؟ آیا در جایی که مسئله‌ی کپی رایت آثار خارجی رسمیت ندارد، می‌توانی سراغ نویسنده و پدیدآورنده‌ای بروی و از او بخواهی که اجازه دهد کارش را به زبان خودت برگردانی؟ از زمانی که کار ترجمه را آغاز کردم، این دغدغه‌ها را داشتم که با نویسنده یا صاحب قانونی اثر تماس ...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها