زنبقهای دهه هشتاد
پدرم 18 سالش بود که بالاخره قاطرکشها آن بلا را سر مزرعه پدرش آوردند. او میگوید آن سال کامیونهای بزرگ با بار قاطر تلق و تلق از سراسر ایالت میکوبیدند و مستقیم به طرف کشتارگاه میرفتند...
آخرین روز عجیب در لسآنجلس
هر ساله، میان هیاهوی هزاران داستان کوتاه منتشر شده در صدها مجله، مجموعه آراستهای از چند داستان ظهور و بروز پیدا میکند که مدعی است بهترینهای سال را در بردارد. طی زمان، گاه جلد خاصی از این مجموعه به اعتباری مسلم دست مییابد. ولی گزینش داستان به هیچ روی امری ساده یا گریزناپذیر نیست، چه به ناچار عرصه پهناوری را ...
نمایشنامههای تکپردهای
پردینز:
یادت میآید که من چطور او را به یک الهه یونانی تشبیه میکردم با پیراهن سفید، شیپور طلایی، با صندل و تاج گل.
هیچکس جز تو نمیدانست که من «شهرت» را به این شکل در نظر مجسم میکردم و به او اعتقاد داشتم و او را موجودی واقعی میپنداشتم. ایمان داشتم که یک روز خواهد آمد ولی همه مرا ...
عقربه سرنوشت (مجموعه داستان کوتاه)
این مجموعه شامل 13 داستان کوتاه از نویسندگانی چون والتر کولبنهوف، گابریله وومان، یوزف ردینگ، ارنست همینگوی و هانس هاس است که گردآورنده آنها را به شش دسته تقسیم کرده. در پایان هم زندگینامه کوتاهی از نویسندگان و همچنین منابع داستانها ذکر شده است. این کتاب از سری کتابهایی است که در کارگاههای داستاننویسی آلمان مورد استفاده قرار میگیرد و ...
پشه بینی دراز (کتابهای طلایی 5)
در بیشتر داستانهای این مجموعه، که به قلم نویسندگان بزرگ نوشته شدهاند، مطالب آموزندهای درباره زندگی وجود دارد و به همین سبب این گونه داستانها هرگز نمیمیرند. داستان برای بچهها نوشته بیجانی نیست؛ در خیال بچهها جان میگیرد و با آنها زندگی میکند. امید است خواندن این داستانها با بچهها گستره دید و بلندپروازی و شجاعت ببخشد و یاس و ...