مجموعه داستان خارجی

رویای ارواح

روزگاری دو نفر کارمند دولت بودند، هر دو کله‌پوک. یک روز ناگهان خود را در جزیره‌ای متروک دیدند گویی با قالیچه پرنده به آن جزیره فرستاده شده بودند. تمام سال‌های عمرشان را در یک اداره دولتی و در بایگانی گذرانده بودند؛ آنجا به دنیا آمدند، بزرگ شده و پیر شدند و در نتیجه کوچک‌ترین تصوری از فضای خارج از اداره نداشتند؛ تنها کلماتی که می‌دانستند این بود:«به حکم مقامات بالا من ارادتمند شما هستم.»

9789642280506
۱۳۹۰
۲۵۲ صفحه
۱۲۲۰ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
پایان بحران
پایان بحران در داستان‌های کوتاه این کتاب، تعدادی از شخصیت‌های اصلی داستان‌ها نه درک درستی از شرایط موجود خود دارند و نه خبر از واکنش‌های غلو‏آمیزشان. گاهی عجولانه برای رفع اشتباهی، با اشتباهی دیگر درصدد جبران هستند و گاهی هم فرصت‌طلبانه در پی راه‌حلی لحظه‌ای...
فراموشی (مجموعه 29 داستان بسیار کوتاه از نویسندگان معاصر آمریکا)
فراموشی (مجموعه 29 داستان بسیار کوتاه از نویسندگان معاصر آمریکا) مجموعه داستان‌هایی را که در دست دارید از نوع داستان‌های بسیار کوتاه هستند که در سال‌های اخیر در ایالات متحده آمریکا خود ژانر ادبی مستقلی را تشکیل داده، به طوری که پرفروش‌ترین چاپ‌ها و نشرهای سال‌های اخیر آمریکا عمدتا از همین ژانر بوده است.
کلاف سردرگم (گزیده‌ای از داستان‌های امروز)
کلاف سردرگم (گزیده‌ای از داستان‌های امروز) ناگهان چون پلنگی خشمناک راه افتاد. اتفاقا این آقای معلم لهجه غلیظ شیرازی داشت و اصرار داشت که خیلی خیلی عامیانه صحبت کند. همین‌طور که پیش می‌آمد با لهجه خاصش گفت: ‹‹به‌به نره‌خر. مثل قوال‌ها صورتک زدی؟ مگه اینجا دسته هفت صندوقی آوردن؟››
پشه بینی دراز (کتاب‌های طلایی 5)
پشه بینی دراز (کتاب‌های طلایی 5) در بیشتر داستان‌های این مجموعه، که به قلم نویسندگان بزرگ نوشته شده‌اند، مطالب آموزنده‌ای درباره زندگی وجود دارد و به همین سبب این گونه داستان‌ها هرگز نمی‌میرند. داستان برای بچه‌ها نوشته بی‌جانی نیست؛ در خیال بچه‌ها جان می‌گیرد و با آن‌ها زندگی می‌کند. امید است خواندن این داستان‌ها با بچه‌ها گستره دید و بلندپروازی و شجاعت ببخشد و یاس و ...
انتقام چمن (پسامدرنیست‌ها) مجموعه داستان
انتقام چمن (پسامدرنیست‌ها) مجموعه داستان یک عکس بزرگ از مریلین مونرو به دیوار زده بودند. اولین بار بود که می‌دیدم چنین عکسی را به دیوار اداره پست زده‌اند. مریلین روی یک قطعه بزرگ قرمزرنگ دراز کشیده بود. روی دیوار پست‌خانه غریب به نظر می‌آمد؛ ولی البته من در این منطقه غریب‌تر بودم.
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها