چهار روز پیش، پانزدهمین پرچم را بر فراز پانزدهمین قبر برافراشتیم. سه روز قبل، تمام ذخیره غذاییمان در انبار سوخت، دو روز است نخوابیدهام. سرمان به شدت درد میکند. دیروز سه نفر از دیگر دوستانمان در بمباران جان سپردند و سه پرچم دیگر...
دیدار
مجموعه حاضر منتخبی است از 20 داستان کوتاه نویسندگان ترکیه. داستانها از نویسندگان متعلق به دورههای مختلف ادبی ترکیه انتخاب شدهاند تا خواننده علاقهمند با خواندن داستانها شناخت نسبتا جامعی از داستاننویسی امروز ترکیه به دست آورد. وجه مشترک داستانها، نگاه خاص نویسندگانشان به شرق و سنتهای بکر و لزوم بازگشت به خویشتن است.
21 داستان از نویسندگان معاصر فرانسه
تنوع و غنای ادبیات معاصر فرانسه را از همین مقدار اندک میتوان دریافت. دیدگاهها گوناگون و سبکها بسیار متفاوت است و مترجم کوشیده است تا تفاوت سبکها را در ترجمه منعکس کند. ماجراها همه ظاهرا در سطح زندگی روزمره میگذرد: دیداری زودگذر میان یک زن و مرد که گویی برای ایجاد زندگی مشترک به هم رسیدهاند؛ عشق طولانی و خاموش ...
بعضی زنها
آرچي مكلاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يكبار ميشنيد هرگز فراموش نميكرد. صدايي صاف و محكم. كلمهها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا ميكرد. آواز محزون و يكنواخت و بيپيرايهاش، چيزهايي را بيان ميكرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
ریموند دیگر با ما نیست کارور مرده (مجموعه 10 داستان از نویسندگان جهان)
اول مرد بیرون آمد و چند دقیقه بعد، زن. بسته کوچکی اسکناس در دست داشت و میشمرد. عینک تیره بزرگی صورتش را پوشانده بود. یک بار دیگر هم آنها را دید، همان شب دست در دست زیر یک چتر قدم میزدند و به ویترین مغازهای که پر از تلویزیون بود خیره شدند. تلویزیون وسطی توجهشان را جلب کرده بود و ...
به انتخاب مترجم (داستانهای گزیده) مجموعه داستان
ایوانف ورقهای از صابون اضافی را با پشت تیغ گرفت و ادامه داد: رفیق شمارو خیلی خوب یادمه. متاسفم که دوست ندارم اسمتون رو به زبون بیارم. یادمه چطور تقریبا شش ماه پیش تو خارکف ازم بازجویی کردین.دوست عزیز امضاتونم یادمه... اما خب همینطور که میبینین هنوز زندهام.