مجموعه داستان خارجی

در ستایش گردآفرید و دست‌پختش (داستان‌هایی برای کودکان ریش‌دار) مجموعه داستان

شاه دیگر تاب نیاورد: کانگورو دیگر چه بوزینه‌ای است؟! دلقک پوزخندی زد و عرض کرد: قربان، بوزینه نیست، حیوانی است که بچه‌اش را همیشه در کیسه‌اش حمل می‌کند. شاه از کوره در رفت و فریاد کشید: جلاد!

افراز
9786005218350
۱۳۸۸
۱۶۰ صفحه
۴۵۱ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده تورج رهنما
۱۰ رمان ( Touraj Rahnama)
دیگر رمان‌های تورج رهنما
در جستجوی صبح در جاده‌های مه‌آلود (50 داستان غیر متعارف)
در جستجوی صبح در جاده‌های مه‌آلود (50 داستان غیر متعارف) موضوع: درخت. بخشی از انشای یک جوان: «من درختی گوژپشتم، در شوره‌زار. کوچیدن ابرها را ندیده‌ام و صدای باران را به ندرت شنیده‌ام. ما نسلی سوخته‌ایم...» شاگردان، خاموش بودند و معلم پیر، دیده بر پنجره داشت. ناگهان... قطره‌های باران، قطره‌های باران روی شیشه. معلم لبخند زد و پنجره را نشان داد. لحظه‌ای بعد درختان گوژپشت کمر، راست کردند و خدنگ ...
شب هزار و دوم (داستان کوتاه)
شب هزار و دوم (داستان کوتاه)
حق با شاخ نبات است
حق با شاخ نبات است «زمانی که اروپا از خواب غفلت بیدار شد، شما چه می‌کردید؟» «می‌گذاشتم ریشم بلند شود!» «به چه منظوری؟» «که بانوان حرمسرا با آن بازی کنند؟» «آیاا از اعمالتان پشیمان نیستید؟» «من که گناهی نکرده‌ام.» رویاهای ما به دو شکل ظاهر می‌‌شوند: یکی در خواب، یعنی در جایی که نمی‌توان عناصر آن‌ها را بازشناخت، آن‌ها را تنظیم کرد و به آن‌ها ...
کلاغ‌ها شلیته پوشیده‌اند
کلاغ‌ها شلیته پوشیده‌اند در شهر کلاغ‌ها شلیته پوشیده‌اند. سارها فینه بر سر دارند. و زاغچه‌ها، لباده بر تن. در شهر سرو‌ها با عصا راه می‌روند. و بیدهای مجنون خمیده و خاموش. در شهر همگان نقاب بر چهره دارند، اما مردی نیز هست بی‌صورتک. ناگاه از میان جمع فریاد دلقکی گوژپشت: «نادان! به چه زل زده‌ای؟ برخیز! باید چهره‌ات را تغییر دهی، باید به ...
مشاهده تمام رمان های تورج رهنما
مجموعه‌ها