رمان ایرانی

امانت عشق

... از چیزی که می‌شنیدم حیرت کرده بودم او... آبرو؟ نخستین بار در عمرم سیلی به این محکمی می‌خوردم. البته در مقابل حماقتی که در ازدواج با او انجام داده بودم این سیلی چیز زیادی نبود. با همان یک سیلی ترسم از بین رفته بود و نفرت از او به من شهامت می‌داد. با خشم فریاد زدم: «هرزه، ولگرد آشغال... تو و آبرو. تنها چیزی که از آن بویی نبرده‌ای غیرت و مردانگی است...» نگذاشت حرفم تمام شود و با پشت دست به طرف دهانم نشانه رفت ولی ضربه‌اش آرام بود. ولی همان ضربه آرام باعث شد، شوری خون را در دهانم احساس کنم...

البرز
9789644422805
۱۳۹۰
۴۲۸ صفحه
۴۶۰۸ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده فریده شجاعی
۱۲ رمان Farideh Shojaee
دیگر رمان‌های فریده شجاعی
سکوت تا سقوط
سکوت تا سقوط ... متاسفانه فعلا هیج کاری نمی‌شه کرد فقط باید صبر کنید تا جواب استعلام از پزشک‌قانونی و بیمارستان‌ها و سایر مراکز ذیربط برسه و محرز بشه دخترتون گم شده، کار تحقیقاتی و بررسی رو شروع می کنیم... «از متن کتاب»
شب بی‌ستاره
شب بی‌ستاره نخستین جلسه دادگاه کشنده‌ترین و سخت‌ترین پیش‌آمد برای من بود. مواجه شدن با کیان خیلی برایم سخت بود. وقتی او را دیدم که به ما نزدیک می‌شد بدنم آشکارا به لرزه افتاد طوری که حس کردم نمی‌توانم سرپا بایستم و از حمید که کنارم ایستاده بود خواستم مرا از آنجا خارج کند.
روزهای بی‌خاطره
روزهای بی‌خاطره من درس زندگی را نه در کلاس‌های مدرسه که در کوران مشکلات آموخته‌ام جایی که نمره قبولی‌اش آسان نیست. این رسم بزرگ شدن است...
خشت اول
خشت اول اکنون زنی هستم تنها در آستانه فصل دیگری از زندگی. به قول فروغ: دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان می‌روم و انگشتانم را به پوست کشیده شب می‌کشم چراغ‌های رابطه تاریکند و کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به مهمانی گنجشک‌ها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردنی است.
مشاهده تمام رمان های فریده شجاعی
مجموعه‌ها