رمان خارجی

شکارچی رویا

(Dream catcher)

روزی، روزگاری در شهر (دری) که اشباح در آن رفت و آمد می‌کردند، چهار پسر بچه دست به عملی شجاعانه زدند و شانه به شانه‌ یکدیگر پسرک عقب مانده‌ای را از چنگال مشتی قلدر ضعیف‌کش نجات دادند. کاری که بی آن که خود بدانند آنان را دگرگون کرد...

9789648564815
۱۳۸۸
۶۴۰ صفحه
۲۵۵۸ مشاهده
۰ نقل قول
استفن کینگ
صفحه نویسنده استفن کینگ
۲۶ رمان استیون ادوین کینگ نویسنده آمریکایی خالق بیش از ۲۰۰ اثر ادبی در گونه‌های وحشت و خیال‌پردازی است.
دیگر رمان‌های استفن کینگ
چیزهای ضروری 2 (2 جلدی)
چیزهای ضروری 2 (2 جلدی) بازشدن یک فروشگاه تازه به نام چیزهای ضروری در یک شهر کوچک به نام کاسل در ایالت مین جوششی در شهر پدیدار می‌کند. مدیر فروشگاه یک مرد میانسال خوش چهره و آقامنش به نام لیلاند گرانت است که به نظر می‌رسد همیشه چیزی در فروشگاهش دارد که دقیقا مناسب خواسته یکی از اهالی شهر است. چیزهای متنوع از بلیت مسابقه ...
غبرستان حیوانات خانگی
غبرستان حیوانات خانگی دکتر لوئیس کرید به همراه خانوده‌اش به خانه‌ای در خارج از شهر نقل مکان می‌کند. در همسایگی این خانه، جود کرندال زندگی می‌کند که رابطه دوستی نزدیکی با لوئیس برقرار می‌کند. کمی دورتر از این خانه، قبرستانی وجود دارد که نام آن، بر اثر اشتباه املایی بچه‌ها، غبرستان حیوانات خانگی گذاشته شده است. بچه‌های آن منطقه حیوانات خانوادگی خود را ...
درخشان (علم غیب)
درخشان (علم غیب) جک تونس نویسنده‌ای جویای نام است که می‌خواهد زندگی خانوادگی و شغلی‌اش را از نو بسازد. جک که شغل معلمی در مدرسه پیش‌دانشگاهی ورمونت را بعد از حمله به یک دانش‌آموز از دست داده است، مشتاقانه سرایداری زمسانی هتل کوهستانی پرت اوورلوک را می‌پذیرد و امیدوار است که بتواند در آن مکان دورافتاده ارتباط جدیدی با خانواده‌اش، همسر و پسرش، برقرار ...
کوجو
کوجو زندگی برای دونا ترنتون یکنواخت شده بود. هر روز تمام وقتش را با فرزند سه ساله‌اش می‌گذراند. چیزی در آن دهکده کوچک برایش جذاب نبود. تازه دنیا هر روز بخش بیشتری از حضور پسرش را از او می‌گرفت. امسال تد به مهد کودک می‌رفت، بعد هم دبستان و بعد دبیرستان... ناگهان پایش لغزید. چگونه در آن دام فرو رفت، خودش هم ...
رهایی از شاوشنک
رهایی از شاوشنک بعضی از پرنده‌ها برای قفس آفریده نشده‌اند. بال و پرشان نورانی است و نغمه‌هایشان دلنشین و رهایی‌بخش. پیام‌آور آزادی‌اند، نه اسارت. پس باید رهایشان کنی، وگرنه خود راهی برای رهایی خواهند یافت. در قفس را باز می‌کنی تا غذایشان دهی، اما پرواز می‌کنند و می‌روند و دیگر هرگز دستت به آن‌ها نمی‌رسد. اینجاست که باطن آزادی‌خواهت، که خواهان رهایی آن ...
مشاهده تمام رمان های استفن کینگ
مجموعه‌ها