نامههای پراکنده
نامههای پراکنده که درد دلهای اجتماعی زنی به شوهر سابقش، جوانی از گوشه زندان، و پدری به نوهاش است. به اضافه داستانی مرتبط بهنام بیگانهای در خانه خود.
خانه روبرو
بیشتر مردها در نخستین دیدار با زن یا دختری، دلداده زیبایی ظاهری او میشوند و به جمال معنویشان توجهای ندارند. این حقیقت قابل انکار نیست. بندرت مردی پیدا میشود که زن را از نظر جمال باطنی دوست بدارد و اگر برحسب تصادف به چنین کاری اقدام کرد، بیشک روزی پشیمان میشود و یا نگاهش دنبال این و آن است.
دختر بویر احمدی
همه ساکت بودیم. من و رودابه در برابر آن همه چشم خجالت میکشیدیم به همه سلام کنیم اما نگاهمان هزاران جمله حرف داشتند. به یکدیگر خیره شدیم حتی پلک زدن را فراموش کرده بودیم که مبادا یک لحظه از هم غافل شویم. موجی از دلهره و اضطراب و هیجان توام با ذوق و شوق احاطهام کرده بود. هر دو یک ...