رمان خارجی

ایزابل

(Isabelle)

ایزابل، دختر زیبای گریزپا، در دل شب‌ها، دزدانه به باغ کارفورش می‌آمد... از بس کوشیده بود رازش را پنهان دارد، بچه علیلی به دنیا آورده بود... ایزابل سال‌ها پیش نامه‌ای برای دلدار خود نوشت، اما جوان ناکام پیش از دریافت نامه، پای دیوار باغی چشم از جهان فرو بسته بود. دلبر ایزابل را چه کسی، چه گونه و چرا کشته بود؟ راز عشق پرشور ایزابل، و راز مرگ دلبرش را باید از دهان گرم و دل پرسوز ایزابل شنید، آن هم با قلم آندره ژید، نویسنده نامدار فرانسه.

9789644454578
۱۳۸۲
۱۰۴ صفحه
۱۵۸۱ مشاهده
۴ نقل قول
آندره ژید
صفحه نویسنده آندره ژید
۲۲ رمان آندره پل ژيد در سال ۱۸۶۹ به دنيا آمد و از نظر ذهنيت و روحيه به آينده تعلق داشت؛ وي « زمان متغير» را فعالانه تجربه مي كرد و در تلاش براي ساختن آينده بود .ژيد از ريشه مذهبي دوگانه اي برخوردار بود : پدرش پروتستان و مادرش كاتوليكي بسيار ديندارتر و جزمي تر از شوهرش بود. پدر آندره به فاصله كمي پس از تولد او درگذشت. وي در كنار دو بانوي سختگير مذهبي (مادر و مادربزرگش) رشد كرد و البته ...
دیگر رمان‌های آندره ژید
مائده‌های زمینی و مائده‌های تازه
مائده‌های زمینی و مائده‌های تازه آندره ژید معتقد بود که مهم‌ترین اصل برای هر کسی آن است که به رغم همه ابهامات و چندگانگی‌هایی که در درون خود سراغ دارد، با خویشتن خویش صادق باشد. سرتاسر مایده‌های زمینی گواه این مدعاست. او هرگز در پی آن نبود که مریدان و پیروانی برای خود گرد آورد و به صراحت گفته است: کتابم را به دور افکن... ...
مائده‌های زمینی
مائده‌های زمینی آندره ژید معتقد بود که مهم‌ترین اصل برای هر کسی آن است که به رغم همه ابهامات و چندگانگی‌هایی که در درون خود سراغ دارد، با خویشتن خویش صادق باشد. سرتاسر مایده‌های زمینی گواه این مدعاست. او هرگز در پی آن نبود که مریدان و پیروانی برای خود گرد آورد و به صراحت گفته است: کتابم را به دور افکن... ...
سرشت زنان
سرشت زنان دوست من؛ به نظرم برای تو می‌نویسم ـ من هرگز یادداشت‌هایی نداشته‌ام و جز نامه‌نگاری چیز دیگری نمی‌دانم، و اگر روزی تو را نبینم بی‌شک برایت نامه می‌نویسم، اما اگر قبل از تو بمیرم (که آرزوی من است زیرا زندگی بی تو برایم کویری بیش نیست) این یادداشت را خواهی خواند و آن وقت کمتر از تو جدا شده‌ام. اما ...
اگر دانه نمیرد
اگر دانه نمیرد قصد دارم خاطراتم را درست همان‌طور که به یادم می‌آید، به روی کاغذ بیاورم، بی‌آنکه سعی داشته باشم نظم و ترتیبی برایشان قائل شوم. بیشترین کوششی که می‌توانم بکنم، این است که این خاطرات را برحسب آدم‌ها و مکان‌ها طبقه‌بندی کنم؛ حافظه‌ام به ندرت درباره مکان‌ها خطا می‌کند، اما گاه در تاریخ‌ها اشتباه می‌کنم. وقتی به گذشته می‌اندیشم، به آدمی ...
سمفونی پاستورال
سمفونی پاستورال نه، اجازه بدهید به شما بگویم: من چنین سعادتی را نمی‌خواهم. شما باید متوجه باشید که من ... من نمی‌خواهم این‌گونه خوشبخت باشم. می‌خواهم بدانم. چیزهای بسیاری، چیزهای ناگواری، هست که من نمی‌توانم ببینم، اما شما حق ندارید آن‌ها را از من پنهان کنید. طی این ماه‌های زمستانی، مدام به این موضوع فکر کرده‌ام. می‌ترسم جهان به این زیبایی نباشد ...
مشاهده تمام رمان های آندره ژید
مجموعه‌ها