رمان خارجی

مسافر فرانکفورت

لطفا کمربندهایتان را محکم ببندید! سرنشینان هواپیما دستور را زیاد جدی نگرفتند. همه در آن لحظه یک احساس مشترک داشتند. فعلا نمی‌توان در فرودگاه ژئو فرود آمد. مسافران خسته و خواب آلوده مرتب خمیازه می‌کشیدند. غافل از این که خستگی و خواب آلودگی بیشتری در پیش بود. تکرار دستور میهماندار که این بار آمرانه تحکم کرد. لطفا کمربندهایتان را ببندید، دال بر ادامه خستگی و بی‌خوابی بود.

مهرفام
9789649915203
۱۳۹۰
۳۶۰ صفحه
۱۵۱۴ مشاهده
۱ نقل قول
آگاتا کریستی
صفحه نویسنده آگاتا کریستی
۱۱۳ رمان بانو آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی داستان‌های جنایی و ادبیات کارآگاهی بود. او با نام مستعار ماری وستماکوت (به انگلیسی: Mary Westmacott) داستان‌های عاشقانه و رومانتیک نیز نوشته‌است، ولی شهرت اصلی او بخاطر ۶۶ رمان جنایی اوست. داستان‌های آگاتا کریستی، بخصوص آن دسته که در باره ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو و یا خانم مارپل هستند، نه تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و ...
دیگر رمان‌های آگاتا کریستی
مرگ در میان ابرها
مرگ در میان ابرها در این مجموعه 25 داستان جنایی پلیسی وجود دارد که قهرمان داستان‌ها هرکول پوآرو کاراگاه مورد علاقه آگاتا کریستی است. او در عین آرامش وخونسردی و با صبری بی‌پایان در آخرین لحظه‌ها پرده از رازهای جنایاتی هولناک بر‌می‌دارد و با ذکاوتی سرشار قاتل را معرفی می‌کند.
ورق‌ها روی میز بر اساس داستانی از آگاتا کریستی
ورق‌ها روی میز بر اساس داستانی از آگاتا کریستی تابستان سال 1935، بعد‌اظهر قبل از شام،‌ سالن پذیرایی منزل آقای شایتانا در لندن. اتاقی مجلل با وسایل و مبلمان اشرافی. یک در، وسط و انتهای صحنه است و به اتاق خواب راه دارد. پنجره‌های قدی و بزرگ به سمت راست صحنه قرار دارند. در مقابل این پنجره‌ها یک میز بازی بریج وجود دارد و در سمت مقابل شومینه بزرگی ...
لرد اجور می‌میرد
لرد اجور می‌میرد خانم آگاتا کریستی بدون شک پرآوازه‌ترین نویسنده داستان‌های پلیسی جنایی در سراسر جهان است. قهرمان بسیاری از داستان‌های او یک کاراگاه باهوش کوتاه قد و بذله‌گوی بلژیکی به نام هرکول پوارو است که نظیر خالق خود، در بین ادبیات پلیسی، شهرت و محبوبیت فراوانی دارد.
قتل در تعطیلات
قتل در تعطیلات دوازده... چهارده... پانزده سال گذشته بود. کار درستی کرده بود. قضاوتش کاملا درست بود. بشدت عاشق ورونیکا بود،‌ ولی می‌دانست که به جایی نمی‌رسد. ورونیکا قورتش می‌داد. همه جسم و روحش را می‌بلعید. ورونیکا خودخواه‌ترین آدم روی زمین بود و اصلا هم از این خودخواهی خجالت نمی‌کشید.
5 خوک کوچک
5 خوک کوچک هرکول پوآرو با علاقه و تحسین به دختر جوانی که به داخل اتاق راهنمایی شد نگاه کرد. نامه او به موضوع خاصی اشاره نمی‌کرد. در آن فقط تقاضای ملاقات شده بود. معلوم هم نبود به چه دلیل. رسمی و خلاصه بود. فقط از تمیز و مرتب بودن دست‌خط می‌شد فهمید کارلا لمارچنت زن جوانی است. و حالا این دختر خودش حی ...
مشاهده تمام رمان های آگاتا کریستی
مجموعه‌ها