رمان خارجی

عطیه برتر

(O dom supermo.)

عشق زندگی است. عشق هرگز خطا نمی‌کند، و زندگی، تا زمانی که عشق هست به خطا نمی‌رود. دربنیان تمامی مخلوقات، عشق همچون عطیه برتر حاضر است. زیرا هنگامی که هر چیز دیگری به پایان می‌رسد، عشق می‌ماند.

آرش حجازی
کاروان
9789647033213
۱۳۸۷
۱۴۴ صفحه
۳۶۲۱ مشاهده
۰ نقل قول
پائولو کوئیلو
صفحه نویسنده پائولو کوئیلو
۶۳ رمان او در ۲۴ اوت سال ۱۹۴۷ در ریودوژانیرو برزیل به دنیا آمد. مادر او لیژیا خانه دار و پدرش مهندس بود.او وقتی نوجوان بود، می خواست یک نویسنده شود. پس از گفتن این موضوع به مادرش ، مادرش پاسخ داد "عزیز من، پدرتو یک مهندس است. او یک منطق گراست، انسانی منطقی با چشم اندازی بسیار مشخص از جهان. آیا تو واقعا می دانی اینکه تو یک نویسنده بشوی چه معنایی دارد ؟" پس از تحقیق، کوئلیو به این ...
دیگر رمان‌های پائولو کوئیلو
هستی
هستی هستی مروری بر سخنانی است که گاه بسیار آشنا به نظر می‌رسند، به طوری که حس می‌‌کنیم انگار آن‌‌ها را قبلا از جایی در همین نزدیکی‌ها شنیده‌ایم. این سخنان، رشته‌های ظریف لطایفی هستند که مرزهای تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی را زیر پا گذاشته‌اند، تا بین انسان‌ها ارتباطی ایجاد کنند که می‌تواند رنگ و بوی تازه‌ای به هستی‌شان دهد.
زهیر
زهیر زهیر یک رمان است که نام آن از داستان EL Zahir «خورخه لوئیس بورخس» اقتباس شده است. بورخس مفهوم زهیر را متعلق به سنت اسلامی می‌داند و حدس می‌زند در آغاز سدة هجدهم مطرح شده باشد. زهیر به عربی یعنی بیش از حد تابناک، مرئی، حاضر، چیزی که نمی‌توان نادیده‌اش گرفت. چیزی یا کسی که وقتی برای اولین بار با ...
جاسوس
جاسوس وقتی ماتا هری به پاریس آمد حتی یک پنی هم نداشت. ظرف مدت چند ماه او معروف‌ترین زن شهر بود. به عنوان یک رقاص تماشاگران را مجذوب می‌کرد و به عنوان یک زن، بزرگ‌ترین و قدرتمندترین مردان شهر را جادو می‌کرد. ولی به خاطر توهماتی که در دوران جنگ بر ملت‌ها غالب می‌شود،‌ نحوه زندگی ماتا هری او را تبدیل ...
فرشته نگهبان
فرشته نگهبان پائولو تازه کتاب کیمیاگر را نوشته و به استاد جادوگری‌اش، جی، نشان داده است. جی از خواندن کیمیاگر خوش‌حال می‌شود، اما معتقد است که پائولو باید قبل از هر چیز ماجراهایی را از گذشته‌اش فراموش کند و به همین دیل به او توصیه می‌کند " فرشته‌اش را ببیند." اما پائولو نمی‌داند چگونه این کار را بکند. به همین دلیل همراه با ...
جاسوس
جاسوس در زمان کودکی، پدر و مادرم مجبورم کردند تا پیانو یاد بگیرم، کاری که از آن متنفر بودم. زمانی که از خانواده جدا شدم؛ همه آن‌چه را که آموخته بودم، فراموش کردم به جز یکی: اگر سازت کوک نباشد، نواختن اکثر ملودی‌های زیبای جهان به آهنگی گوش‌خراش تبدیل می‌شوند. زمانی که در وین بودم و خدمت نظام‌وظیفه را انجام می‌دادم، ...
مشاهده تمام رمان های پائولو کوئیلو
مجموعه‌ها